تبلیغات
شُـمبه ای ها (شُنبه ای ها)

شُـمبه ای ها (شُنبه ای ها)

Shanaba - Shanana

جرگه ی عشاق در حوزه هنری بوشهر ‏

نشست انجمن ادبی شعر و ادب حوزه هنری بوشهر(جرگه عشاق)در سالن جلسات حوزه هنری استان بوشهر برگزار گردید.‏

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر : این نشست با خوانش شعری از زنده یاد " سید حسن حسینی " در رابطه با امام حسین (ع) توسط مسئول کارگاه آغاز گردید. سپس فرشید ابراهیمی طبق روال جلسات قبل به مدت  سی دقیقه به نوآموزان کارگاه آموزش وزن در شعر داد.‏
‏ در ادامه ی این کارگاه شعری از خانم " مرضیه ترکی نژاد " توسط شاعران حاضر در نشست مورد تحلیل و نقد قرار گرفت.بعد از نقد شعر ، مجدداً مسئول کارگاه شمه ای از قیام 15 خرداد 1342 را برای حاضران توضیح داد و در رابطه با 14 خرداد سال 68 که روز ارتحال امام خمینی (ره) بود، یادآور شدند که : رسیدن این روز به همسایگی پانزدهم خرداد بعد از گذشت بیست و پنج سال را اتفاقی مهم و تقدیری واضح و روشن و از پیش طراحی شده از جانب نیرویی قادر و توانا توصیف نمودند.‏
در پایان این کارگاه شاعران حاضر در جلسه سروده های خود را قرائت نمودند.‏



  • نظرات() 
  • کارگاه شعر جوان در حوزه هنری استان بوشهر

    کارگاه شعر جوان بوشهر با قرائت چند شعر کوتاه از "شهاب مقربین" یکی از پیشگامان ساده نویسی در شعر امروز آغاز گردید.‏

    به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر :در ابتدای این جلسه مدرس کارگاه ؛ "غلامرضا ابراهیمی" بعد از خوش آمدگویی به حاضران در جلسه به پیشینه ساده نویسی در ادبیات امروز که ریشه در مانیفست ادبی نیما دارد اشاره کرد و افزود : ساده نویسی نقطه ی مقابل دشوار نویسی نیست.یک شعر ناب برای اینکه ریشه های جان مخاطب را تسخیر کند نیازمند بر زمین نهادن بارهای اضافی بر شانه های ظریف متن است.تکاندن شانه ی صبور شعر از بارهای سنگین اندیشه های غامض و تکنیک های فسیل شده موجب نوعی زلالینگی شده که از آن به "ساده نویسی" تعبیر می شود و می توان در آن نیز به نمونه هایی از آسیب های شعر امروز در مقابل ساده نویسی اشاره کرد.‏

    بعد از اتمام سخنان ابراهیمی حضار در نشست به نقد مفصل شعر "سید یوسف صالحی"  از شاعران خوش قریحه دشتی پرداختند.در پایان این محفل مهدی دهقان، علیرضا کبگانی ، زینب یوسفی و... شعرهای خود را قرائت نمودند.‏

    شایان ذکر است کارگاه شعر جوان حوزه هنری؛ سه شنبه  ها راس ساعت 17 در سالن جلسات حوزه هنری بوشهر برگزار می گردد. ‏



  • نظرات() 
  • شنبه های شعر " جرگه عشاق " در حوزه هنری استان بوشهر



    نشست کارگاه شعر و ادب حوزه هنری بوشهر ، شب گذشته در سالن جلسات  این حوزه با حضور شاعران این کارگاه برگزار گردید.‏

    به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر :در آغاز این نشست مسئول کارگاه ولادت امام حسین (ع)، حضرت ابوالفضل (ع)  و امام سجاد (ع)و همچنین فرا رسیدن سالروز فتح خرمشهر را به حاضران تبریک گفت.‏

    احمدنیا با قرائت شعری از زنده یاد "تیمور ترنج" شاعر آیینی و دفاع مقدس ،ضمن تحسین از ایثارگری های مردم در جنگ تحمیلی علیه رِژیم بعثی ، از مرحوم ترنج که خود با سروده های ارزشمندشان یادآور ارزش های هشت سال دفاع مقدس و خالق لحظه های ناب ایثار و شهادت در قالب شعر بود یاد نمود. ‏

    در ادامه ی این کارگاه تدریس "وزن" در  شعر توسط  "فرشید ابراهیمی" همچون هفته های گذشته پی گیری شد.پس از بحث پیرامون وزن در شعر  مسئول کارگاه با خوانش شعری  از " محمد حسن آرش نیا" عروج این شاعر گرانسنگ که از شاعران دهه ی چهل بوشهر را به حاضران و جامعه ی ادبی استان بوشهر تسلیت گفت.‏

    در پایان این جلسه شاعران آخرین سروده های خود را قرائت نمودند .‏




  • نظرات() 
  • بی انصافی است اگر بگوییم شورای شهر در همه امور ضعیف عمل کرداه اند.

    نقدی بر عملکرد شورای شهر شـُـنبه

    همواره مردم بعنوان اصلی ترین موکلان اعضای شورای شهر این حق را برای خود قائلند که از اقدامات منتخبین خود آگاه شده و بدانند پرداخت اعتبار دیوار کشی تا 7 روز آیندهآنها چگونه از اعتمادشان حمایت می کنند.

    نهم اردیبهشت ماه بعنوان روز شوراها نامگذاری گردیده است. ضمن تبریک این روز به اعضای محترم شوراهای اسلامی شهر و روستا، دراین نوشتار نقدی خواهیم زد بر عملکرد شورای اسلامی شهرشنـُبه که امیدواریم مورد توجه قرار گیرد.

    به زعم نگارنده،  شورای چهارم شهر شُنبه در حالی دومین سال فعالیت خود را به پایان برد که چندان عملکرد قابل دفاعی نداشته است.

    کشمکش های انتخاب رئیس شورا در سال اول و ایجاد شکاف در شورا ، همراه همیشگی شورای شهر زلزله زده شنبه بوده است.

    عدم نظارت دقیق بر پاره ای از امور جاری شهر ، وضعیت تحصیلی دانش آموزان و مدارس ، مسایل مرتبط به بازسازی دیوار منازل مسکونی و... ،عدم نظارت و دخالت مستقیم به مجوعه شهرداری و فعالیت ها، بدهی شهرداری به پیمانکاران مختلف پروژه ها و شکایت آنها از مجموعه شهرداری که منجر به محکومیت این نهاد شد، مسایل جاری جوانان و ورزش1، عدم پیگری منتج به وصول نتیجه قطعی برای داشتن نمایندگی ادارات اساسی در شهر شنبه ( بعنوان مرکز بخش) از قبیل بانک 2 و ... ، عدم استفاده از خرد جمعی، عدم ارائه راهکار جهت جلوگیری از مهاجرت قشر تحصیل کرده و...  از جمله نواقص اصولی و بنیادین این مجوعه در دو سال نخست بود که خدا را شکر ، به تدریج و با کمرنگ شدن اختلافات داخلی اعضا به تحقق بعضی از آنها طی روز و یا ماههای اخیر انجامید. البته بی انصافی است اگر بگوییم شورای شهر در همه امور مطلقاً ضعیف عمل کرداه اند.

    سال نخست اختلافات داخلی این مجموعه چنان نمود پیدا کرد که کم کمک عده ای از ایشان می خواستند از مسئولیت استعفا و طبق بعضی شایعات غیر موثق، تا مرز برکناری  پیش بروند. اختلافاتی که ابتدا بخاطر عزل و یا استعفای محترمانه شهردار بومی سابق – علیرغم مقبولیت نسبی ایشان  - بین تعدادی از اعضای شورا ایجاد شده بود با معرفی گزینه های مختلف افراد غیربومی برای احراز سمت خدمتگذاری (شهردار) مردم - توسط اعضا - به اوج رسید تا در نهایت با درایت یکی دو نفر از اعضا، شهردار مشخص و سکان هدایت شهرداری به ایشان سپرده شود  .. اگر چه این نیز پایان کار نبود و اختلافات  داخلی در شورای شهر همچنان وجود داشت منتها تجربه یکساله ایشان باعث شد این بار دعواهایشان کمتر علنی شود.

    شورایی که قرار بود اتاق شیشه ای باشد و مردم و رسانه ها در جریان فعالیت های آنها قرار گیرند،سعی کردند کمتر خود را پاسخگوی افکار عمومی و نیازهای مردم بدانند و هر کدام مسولیت را به دیگری می سپردند. (متاسفانه بعد از ساعتی جستجو – جز اندکی مصاحبه دست و پا شکسته – بیلان عملکردی از این مجموعه در رسانه ها ندیدم) .

    امید است در طلیعه سومین سال فعالیت این شورا،اعضای شورای شهر شــُنبه به خود آمده و تلاش کنند آنچه شایسته مردم شریف شهر است را تحقق بخشیده و با مردم شفاف تر باشند.

    کلام آخر؛

    دست تک  تک اعضای شورای شهر را به گرمی میفشارم و به پاس قبول مسئولیت خدمتگذاری شان می بوسم..

     

     

     

     

    پ .ن :

    1- مبالغی نقدی به بعضی از تیم های ورزشی کمک شده است . 

    2- دفتر خدمات ارتباطی و پست بانک از تلاشهای ادوار گذشته شورای شهر است. اگر چه اینک در غالب روستای کوچک نیز پست بانک وجود دارد.

     



  • نظرات() 
  • مولفه های شعر معاصر در کارگاه شعر جوان

    به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر ‏‎;‎‏ روز گذشته کارگاه "‌شعر جوان" با حضور شاعران و علاقمندان ادبیات پارسی در حوزه هنری استان بوشهر‏ برگزار شد . ‏


    در ابتدای جلسه، مدرس کارگاه - فرشید ابراهیمی - پیرامون مولفه های شعر معاصر ، دیدگاه ها و نظرات اهالی بزرگ شعر از چمله نیما،اخوان ثالث و ...  پرداخت. ‏
    ابراهیمی ضمن دسته بندی مختلف شعر معاصر بیان داشت هر کدام از این دسته بندی ها خود قابل بحث و بررسی هستند.‏ وی در ادامه این بحث اظهار داشتند بازه زمانی، بازه زبانی، دگردیسی (اندیشه و موضوعات شعری) از ویژگی های اصلی شعر معاصرند.‏
    در ادامه ی نشست ، شاعران حاضر در کارگاه جدیدترین سروده های خود را قرائت و به مورد نقد و بررسی پرداختند . ‏
    شایان ذکر است کارگاه شعر جوان، ساعت 18:30 سه شنبه ها ی هر هفته در محل سالن جلسات حوزه هنری برگزار می شود.  ‏



  • نظرات() 
  • کارگاه جرگه عشاق: شناخت وزن و ارکان شعری

    شب گذشته نشست کارگاهی شعر با حضور شاعران و اندیشمندان عرصه ادبیات در سالن جلسات حوزه هنری بوشهر برگزار شد
    در ابتدای این نشست اسکندر احمدنیا مسئول کارگاه شعر حوزه هنری پیرامون اهمیت و جایگاه شعر انقلاب مطالبی بیان نمود وی در خصوص وزن شعر و نیاز توجه شاعران به این مقوله مهم تاکید کرد.


    وی اضافه نمود که رسیدن به مدارج علمی شعر تلاش، کوشش و ممارست لازم است و داشتن اندیشه ای پویا و خلاق می تواند در رشد و شکوفایی یک شاعر تاثیر گذار باشد.‏
    در ادامه این نشست کارگاهی فرشید ابراهیمی ساعتی را به تدریس وزن شعر با زبانی ساده و روان پرداخت که در این مجال   اصول ابتدایی شناخت وزن (معرفی صامت و مصوت ها/تقطیع شعر/ارکان شعر و ...) را به زیبایی ارائه کردند.
    در بخش نقد شعر کارگاه این هفته جرگه عشاق نیز نقد شعری از خانم آزاده باصولی بود که با حضور وی مورد نقد و بررسی قرر گرفت پایان بخش این نشست قرائت آخرین سروده های شاعران حاضر در جلسه بود.‏
    شایان گفتن است کارگاه شعر جرگه عشاق حوزه هنری روزهای شنبه هر هفته از ساعت 18 در اطاق جلسات حوزه هنری بوشهر برگزار می گردد.‏

    منبع: حوزه هنری



  • نظرات() 
  • گزارش برگزاری پنجمین جشنواره بازی های بومی -محلی آیین ها؛ غذا و صنایع دستی وکشاورزی

    گام اول :

    اینجا باغان است روستایی سرسبز از توابع بخش شنبه در فاصله 160 کیلومتری مرکز استان..
    نشسته در دل کوه ها و دامنه ها.. مشرف به رودخانه ی آب شیرین..
    دل خوش به باغستان های خرم نخل و انار و لیمو.. که چشم هر بیننده ای را از دور مینوازد..
    امروز 26  فروردین سال یک هزار و سیصد ونود وچهار است..

    از ساعات اولیه ی سپیده دمان، زنان پر تلاش روستا با لباس های رنگارنگ محلی آمده اند برای پخت انواع نان های محلی گرده .. واگردونک.. شلشلک .. توه ریز و...

    بوی نان گرم تنوری مشام جان نخلستان ها و هر رهگذری را سرمست میکند..


    گام دوم
    قرار است جشنواره در دو نوبت صبح  و عصر برگزار شود...
    "اندک اندک جمع مستان"رسیده اند..
    گروه ها ی ورزشی هر یک با پرچمدار و تابلو نوشته های ویژه از راه رسیده اند..
    مراسم باشکوه افتتاحیه با حضور جمعی از مسئولین استان ،شهرستان دشتی و خیل جمعیت مشتاق برگزار میشود..
    پلک که -با آفتاب - میگردانم تابلو نوشته ها را یکی پس از دیگری
    می بینم:
    "شهرستان های بوشهر، دشتستان ، دشتی ، تنگستان، جم، دیلم"
    و اینک شهرهای زیبایی که نام زیبایشان را قدم به قدم به رخ میدان میکشند:
      "دالکی، شبانکاره ، کاکی"
    و در صدای یکریز دست ها نام زادگاه دوست داشتنی ام" شنبه" و دیار مهمان نواز میزبان (=باغان) چشمم را خیره میکند..!!
    انگشتان هایم را- یک به یک- در دل می شمارم:
    "  20 گروه از شهرها و روستاهای دلنواز استان.. که به پیشباز این همه زیبایی آمده اند.."


    گام سوم
    "ساعت به وقت شرعی نخلستان" پسین دلگشای چهارشنبه 26 فرودین ماه است و تیک و تاک ساعت حوالی 17 مهربانی..
    تلاوت آوای روحبخش وحی،  توسط "عبدالرسول نوذری" از چهره های برجسته و  ماندگار ورزش استان طنین انداز میشود..
    سرود غرور آمیز ملی نواخته می گردد تا  پس از آن رییس محترم شورای اسلامی روستای باغان "سید مهدی حسینی" با شور هر چه تمام به نمایندگی از مردم این دیار سرسبز پشت تریبون دعوت شود..

    اینک سارا ابراهیمی دانش آموز کوچکسال از شهر شنبه برای آن که فرهنگ اصیل دیارش را- به رخ گل های اطراف بکشد- با لباس رنگارنگ محلی آمده و با گویش شیرین دشتیاتی به حاضران  خوش آمد
    می گوید..
    با اجرای هنرمندانه وی شکوفه ی لبخند، میهمان لب های مهمانان
    میشود..
    و حال گروه ها یکی یکی در مدت  زمان کوتاه  5 دقیقه ای مجال
    می یابند به اجرای نمایشی بازی های بومی و آیین های سنتی دیار خود بپردازند..
    مجری توانمند برنامه کسی نیست جز شاعر طناز و هنرمند نام آشنای هم اقلیمی حمید زارعی  عزیز..
    او آمده است تا با شکوه کلام و کلمه- جرعه جرعه- شعر در
    پیاله ی جان مشتاقان بریزد و آنان را سرمست سازد..
    اینک نوبت میرسد به دبیر توانمند و دوست داشتنی جشنواره" ابراهیم ابراهیمی" تا چون همیشه با انرژی پا به میدان تماشا بگذارد و با ورود گروه های مختلف در صحنه با دلبری تمام در مورد چگونگی اجرا وشرح بازی هر یک از تیم ها  به اجرای گزارش بپردازد..
    بازی ها یکی از پس دیگری با شکوه هر چه تمام تر اجرا می شود. دفترچه خاطرات ذهنم با نام هر یک از این ها در باد ورق می خورد:
    "هفت سنگ.. وسطی.. لی لی.. خروس جنگی .. طناب کشی و .."

    صدای شرشر چشمه ها و خش خش نخل ها به شادباش این همه زیبایی گوشت را نم نم مینوازد..

    آری اینجا باغان است نگین سرسبز جنوب خفته در آغوش دامنه های رنگارنگ  کوه و نخلستان..

    از نکات دیدنی مراسم اجرای جذاب و نشاط آور بازی محلی "پا به گونی" و طناب کشی " بود که شادی و هیجان جشنواره را چندین برابر می نمود...!!

    گام چهارم
    یکی از برنامه های چشم نواز و جنبی جشنواره اجرای مسابقه غذاهای رنگارنگ سنتی با بیش از 100نوع غذای بومی از پهنه استان فرهنگ خیز بوشهر بود که ضمن لذت و تماشای حضار در پایان  به 5 کدبانو که غذای سنتی بهتری طبخ کرده بودند هدایایی تقدیم شد..

    نمایشگاه صنایع دستی و ابزار کشاورزی قدیم -بازمانده از نیاکان نیک روزگار- با تلاش هنرمندانه "محمد پرواس" به نمایش گذاشته شده بود که چشم دوربین عکاسان و فیلمبرداران را سخت به خود معطوف میکرد..
    دوندگی های زیاد صدا بردار خوب  برنامه جناب "جاوید رخشنده" واقعا   ستودنی بود..
    از آن روی که در کمتر جشنواره ای است که کار صدا در یک محیط آزاد -به این خوبی- انجام شود!!!

    و این پژواک کف زدن کوه های سربه فلک کشیده اطراف بود که به تحسین این همه شکوه و زیبایی برخاسته بود..

    به گزارش دبیر جشنواره آیین چهار دوره قبلی این مراسم در شهر شنبه برگزار شده بود؛ اما این بار به دعوت دهیار و شورای فرهنگ دوست روستای باغان و با همت جوانان و  مردم مهمان نواز این دیار به زیبایی هر چه تمامتر  به اجرا گذاشته شد..

    دراین جشنواره 300 ورزشکار، مربی و سرپرست درقالب 20تیم ازشهرستان ها و مناطق استان بوشهر آمده بودند تا عشق، دوستی  مهربانی و کتاب سبز خاطرات آیین های ناب دیار خود را در دامان رنگارنگ طبیعت  در برابر چشم های تماشا ورق بزنند و ببالند به" نیاکان سینه دفتری شان "در آفرینش این همه پاکی و زیبایی..

    در کناز بازی های زیبای محلی، آیین های ماندگار بومی  از جمله آیین ناب و  خاطره انگیز "گلی گوسه ..حنابندان .. سرتراشون و خرمن کشون" توسط حافظان فرهنگ ناب بومی قدم به صحنه بشکوه نمایش نهاد که بسیار فرحبخش و طربناک بود ..

    گام پنجم :
    و اینک نوبت میرسد تا با کوک نفس های دبیر خستگی ناپذیر جشنواره  نم نم از  اهداف این آیین استانی قشنگ  بنویسم:
    "  این مراسم دوست داشتنی جهت آشنایی با آیین ها و بازی های بومی و محلی و نیز  معرفی غذاهای سنتی دیار نخل و آفتاب و دریا و نیز برای پاسبانی از فرهنگ ناب پیشینیان همه ساله در بخش شنبه برگزار میشود.."

    و حالا یادم نروم بنویسم دکوراسیون زیبا و دیدنی برنامه با هنر نمایی  "ابوالقاسم و عباس رخشنده" از روستای میزبان و " حاج علی فهیمی" از شهر شنبه چشم همه ورزشکاران ؛ مربیان ؛ تماشاگران ؛عکاسان و فیلمبرداران و اکیپ برنامه جذاب "شو نشینی " را به سوی خود سخت میخکوب کرده
    بود ..!!

    در بخش جشنواره غذا، سفره آرایی با فضای کاملا سنتی و جذاب توسط خانم ها " اعظم ابراهیمی و شریفه اسماعیلی نیا" از مربیان مهد و پیش دبستانی صبای شهر شنبه و "سرکار خانم رضوانی" مدیر آموزشگاه شهدای بانک رفاه باغان و "خانم نرگس کمالی" مسئول پایگاه بسیج خواهران روستای باغان به زیبایی چیده شده بود...
    و چگونه بنویسم وقتی دهانم آب می افتد از دیدن این همه غذای لذیذ رنگارنگ..!!

    دبیر جشنواره فرهنگی و بازی های بومی محلی استان بوشهر می گوید: "امسال بیش از 2000 هزار نفر جمعیت مشتاق به تماشای این همه زیبایی آمده اند ...
    فرهنگ دوستان نازنین از مرکز استان و شهرستان و استان های همجوار گرفته تا پایتخت نشینان شیفته ی شور و شعر و  شیدایی.

    کوبیده از این همه راه دور و دراز به نظاره ی مهر و آیینه و لبخند..

    نظم ستودنی حاکم بر جشنواره حاصل زحمات برادرانم در نیروی انتظامی شهر شنبه و نتیجه عرقریزی های بیدریغ فرمانده پایگاه امام علی روستای میزبان "علی ملایی" عزیز و بسیجیان شور آفرین آن دیار بود..

    گام آخر:
    و با خود میگویم دور از  انصاف است اگر ننویسم از "همکاری نازنینانم" در برگزاری باشکوه این جشنواره سترگ فرهنگی..
    اداره کل ورزش و جوانان استان ، هیات ورزش های بومی ومحلی و  اداره کل آموزش وپرورش استان، دفتر امور روستایی استانداری، مدیریت آموزش وپرورش شهرستان دشتی، بخشداری بخش شنبه و طسوج ، دهیاری ،شورای اسلامی  و مجتمع امام خامنه ای روستای باغان، فرهنگسرای امید و پیش دبستانی صبا ی شهر شنبه...

    و نیز دریا دریا سپاس از تهیه کننده برنامه خوب شو نشینی  هنرمند دوست داشتنی جناب قاید پوری عزیز و  فیلمبرداران توانمند صدا و سیما سید علی علیپور و رسول قاسمی نازنین..
    و نیز قدردانی از عکاس برجسته کشوری، مسئول انجمن عکاسی شهرستان دشتی سید کریم موسوی و دیگر هنرمندان بی ادعای سرزمین دوست داشتنی ایران زمین که در ثبت این لحظات زیبا و به یاد ماندنی
    -هم تپش با نور و نسیم - یاریگر خاطراتمان  بودند..

    و سپاس پایانی بماند برای تلاش های بی وقفه ی هیات محترم داوران  "غلامحسین هادی نژاد و  حکیمه باغچه بان " از  داوران خوب استانی  و سرکار" خانم فرحناز وادی" اعزامی از تهران داور برجسته جشنواره  و نیز خسته نباشید ویژه از زحمات تمامی مربیان ، سرپرستان و ورزشکارن شهرستان ها و مناطق استان در این آیین ناب و باشکوه استانی..

    و به یاد بسپاریم:
    "فرهنگ"
    یعنی این که نگذاریم
    شناسنامه من و تو
    با دست های باد
    به "خاک و
                 خاطره "بپوندد...

     

     

    تهیه و تدوین گزارش:
    غلامرضا ابراهیمی
    26فرودین 94 شهر شنبه 

     

     



  • نظرات() 
  • هفت ایستگاه مانده به آوار ...

    (گزارش برگزاری کارگاه شعر آوازهای فرودین در شهر زلزله زده شنبه)

    ایستگاه اول
      ساعت به وقت شرعی دریا، سه شنبه 18 فروردین ماه نود و چهار است ...
    تیک و تاک ساعت حوالی سه بعد از ظهر پسین دلگشای بندر بوشهر و نسیم متمایل به" کلمه" میوزد..
    متمایل به
           شعر و  شور و شیدایی..

    خود را زوتر از همه دوستان و
    -حتی جلوتر از خودم -به نقطه ی قراااار شاعران جوان دیار آتشی رسانده ام..
    بالای سرت تابلو را نگاه میکنی به رنگ آبی دریا نوشته است :
        "حوزه هنری استان بوشهر"

    اسکندر احمدنیا شاعر ، روزنامه نگار و منتقد خوب هم اقلیمی از گرد راه رسیده  و مثل همیشه - تا جمع دوستان برسند - سیگارش را نم نم می گیراند..
    عبدالرضا انصاری عزیز با موهای سپید و وقار همیشه شاعرانه اش در کنار علی یوسفی شاعر رعنا و  مو طلایی کارگاه شعر جوان دارد آینه وار خودش را زمزمه میکند..
    و کمی آن طرف تر مهسا یوسفی و زینب یوسفی- که با مادر ناتوان و مشتاق دیدار این همه ویرانی- آمده است..
    و تا پلک وا میکنی یال و کوپال داود باقر زاده جوان خوش آتیه ی شعر فردای بوشهر پیدا میشود..

    زودتر از خیال این روزهای وطن به آزادی(= میدان آزادی!) که میرسیم مینی بوس توقف میکند تا -بقول اخوان عزیز- جوانترها نیز سوار شوند..

    مهدی دهقان چهره ی گیرای غزل و این روزها سپید کارگاه شعر جوان  از دیار "ایرجو" با دوست شاعرش محمدرضا مرادی مسئول انجمن ادبی دانشگاه خلیج فارس سوار میشوند..
    و چند قدم آن سو تر بیرون از بوشهر شهر دریاها (اصطلاحی ست از زنده یاد منوچهر آتشی) دو مهربان دوست داشتنی ، دو زوج پیشکسوت از دیار خرد و  کلمه  یدالله محمدیان و ساره نجفی با مهرورزی همیشه شان به حلقه ی دوستان می پیوندند ..
    و تا پلکی می بندی به دیار فایز و پری شهرستان دشتی رسیده ای و مقصد ما دیار اندوه و همدلی "شهر زلزله زده ی شنبه " است..
    حضور در کارگاه شعر "آوازهای فروردین" پاسداشت دومین سالکوچ قربانیان زلزله این اتفاق ناگهان فروردین 92..

    ایستگاه دوم
    در شهر خورموج خلیل آزمون شاعر محبوب طنز پرداز از شهر زلزله زده شنبه اندک اندک به جمع مستان می پیوندد و تا سینا فرهادی و دو دوست مشتاقش از انجمن ادبی فایز  دشتی از راه برسند، اسکندر احمد نیا ، علی یوسفی و داود باقر زاده  و عبدالرضا انصاری و دیگر نمی دانم های همراه -در همین درنگ کوتاه- پیاده شده اند، دوباره سیگارشان را گیرانده اند و مثلن به قول خودشان نفسی چاق کرده اند..!!!

    در درنگ /گاه کوتاهی دیگر نزدیک به خروجی شهر ، دوبیتی سرای نام آشنای شهر شنبه خالق مجموعه ی "سمفونی باران" صدیقه زیارتی با اندوه کلمات بارانی اش  با کاروان شاعران همراه میشود...

    ایستگاه سوم
    و اینک "ساعت به وقت شرعی آوار"
    -از دور- شهر زلزله زده شنبه را می بینی..
    دیوارها هنوز قد نکشیده اند و سنگ  سنگ خانه ها بی در ، بی پنجره، بی سپیده،  ترجمان ابری این همه آوار و اندوه و ویرانی اند..!!
    -خرده خرده - خانه هایی بی حصار را می بینیم که دست بلند صاحبانشان خردکی به دهانشان رسیده و سایبانی شده اند برای اندوه دل های ترک خورده...
    و یا چراغ هایی آویخته بر تیرک برق که  در وردی شهر پاسبانان بیدار این همه شب بی آوازند..!!

    چهره ی خسته ی شهر- آوار آوار- مرا به یاد "دل ریخته ای " می اندازد که درست با یاد چنین روز و لحظاتی یعنی ساعاتی  پس از این اتفاق تلخ ویرانگر در 20 فرودین 92 -با ورود به تمام هستی ام ، شناسنامه ام  یعنی زادگاهم  شنبه - با روایت بریده بریده ی اشک
    سروده بودم:

    زمان
    به دست زمین
    ساعت مچی اش را بسته بود
    تا درست راس دقیقه آوار زنگ بزند..

    نگاه کردم
    مرگ خودش را
    جلوتر از من
    -و حتی جلوتر از تمام آمبولانس ها-
    به شهر رسانده بود..

    مرگ داشت
    با شش های برادران من
    نفس میکشید
    با شش های برادران من
    به سردخانه میرفت..

    و حالا  ورق ورق اشک را که  از پیش دیدگانم پس میزنم؛  درب فرهنگسرای "امید " خاک همزادم رسیده ایم..
    ابراهیم ابراهیمی مسئول توانمند و خستگی ناپذیر فرهنگسرا و جناب عباسی وحدت رییس محترم شورای شهر و تنی چند از مشتاقان ادبی به استقبال این همه امید و آینه و لبخند آمده اند..
    حمید زارعی مسئول واحد آفرینش هلی ادبی حوزه به همراه اسماعیل حاحیانی خبرنگار خبرگزاری فارس کمی آنسوتر دو شاعر دوست داشتنی سبحان زنگی سردبیر سایت فرهنگی هنری نیمدری و کاظم عارف شاعر توانمند محلی سرا نیز (به همراه خانواده دلبندشان) قبل از من و تو  خود را به " آوازهای فروردین" رسانده اند..

    و عرق خجلت پیشانی ام را خیس میکند وقتی دوست شاعرم قاسم رضایی غزلسرای دوست داشتنی از بخش کاکی روستای بابامنیر  را می بینم که از "کرانه موند عزیز" این همه راه را پاسداشت یاد و خاطره جانباختگان دیارم آمده است..

    ایستگاه چهارم
    بعد از آوای روحبخش و آسمانی  وحی، نوبت میرسد به مدرس کارگاه شعر جوان حوزه هنری غلامرضا ابراهیمی تا -با  میدان داری این حلقه ی شاعرانه- با یک دلسروده در مورد زلزله شهر شنبه -زادگاه سترگ شاعر نامی جنوب محمدخان دشتی- فضای محفل را با یاد و خاطره "حنانه" کوچکترین جانباخته ی شهر، شوری اندوهناک بخشد..

    ترک میخرد بونی، دل میجمبی
    صدی" رود" ی بی و جونم گلمبی
    خونی خشتی ولاتم .. ساعت چار
    همش ای کاش ری مو وامیرمبی!!

    این پاره ای از دلسروده ی دشتیاتی
    الف.دریا بود که در طلوع جلسه با لهجه ی اشک خوانده شد و حاضران را تحت تاثیر خود قرار داد..

    آری و اینک "شنبه" طی اولین مصاحبه نگارنده به خبرگزاری ها
    " از جغرافیا به تاریخ پیوسته بود.."

    با سینه ی تبدار سخن میگویم
    سر در قدم یار سخن میگویم
    "لبخند خوش آمدم"پر از اندوه است
    با " لکنت آوار" سخن میگویم!!

     

    این رباعی بهانه ای دل انگیز بود برای خوش آمدگویی موجز مسئول  فرهنگسرا به حضار و خرسندی وی از حضور اینهمه شاعر و پیشنهاد خواندن شعر " امید بخش" به شاعران حاضر در این حلقه ی صمیمی..

    رییس محترم و خستگی ناپذیر شورای شهر جناب عباسی وحدت نیز رسم ادب و مهمان نوازی خودش را سنگ تمام گذاشت با  خوش آمد گویی کوتاه و دلپذیر و سپاس از عزیزان اهل قلم و برگزار کنندگان این محفل ماندگار شاعرانه ..
    (و نیز این را اضافه کنم همراهی تا آخرین لحظه ی دست تکان دادن شاعران و بدرود با شهر..  )

    اینک با معرفی مجری از شاعر، روزنامه نگار و خالق مجموعه سرگردان ساعت چهار" اسکندر احمدنیا " دعوت میشود تا لحظاتی چند حاضران را پیرامون پیشینه ی درخشان ادبیات شهرستان دشتی و شهر شنبه- با محوریت فایز و محمدخان- میهمان نماید و با قرائت دو شعر از مجموعه ی تازه انتشار  "از خشک لب های دجله" با یاد زلزله بم و جانباختگان دلبری کند..

    ایستگاه پنجم
    ضمن پذیرایی مختصر از شاعران مهمان فصل شعر خوانی " آوازهای فروردین" نم نم در هوای معرفی کوتاه مجری از آنان آغاز می شود..

    هر شعری در پی شعری دیگر شعله می گیرد و تنومند میشود و روشنی بخش دل های وادی کبریت و کلمه میگردد.

    در این فصل بلند  آفتاب خیز علی یوسفی ، مهدی دهقان، داود باقر زاده ،زینب یوسفی، عبدالرضا انصاری، یدالله محمدیان ، ساره نجفی، مهسا یوسفی و محمدرضا مرادی (از کارگاه شعر جوان حوزه هنری)، سینا فرهادی و قاسم رضایی (از شهر خورموج و بخش  کاکی) و خلیل آزمون و کاظم عارف و صدیقه زیارتی (از شهر تاریخی و  به یاد ماندنی شنبه ) آخرین دل سروده های خود را  پیرامون زلزله  و تقدیم شکوفه لبخند و جرقه امید در دل  مردمان این دیار  قرائت کردند..

    ایستگاه ششم
    فصل پایانی کارگاه آوازهای فروردین ، با بیان خاطره و شعر خوانی شاعر، عکاس و روزنامه نگار توانای هم اقلیمی، مسئول واحد آفرینش های ادبی حوزه حمید زارعی  به پایان رسید..

    حمید زارعی در این بخش غزل معروف (شهر بی کوچه ، شهر بی دیوار) خودش را خواند که بسیار مورد توجه حضار قرار گرفت..
    (این مصرع زیبا بارها سوژه خبرنگاران و پلاکارد نبشته های شهر شده بود!)

    ایستگاه هفتم
    خیل شکوهمند شاعران استان بعد از این محفل به یاد ماندنی، بر سر مزار یادمان زیبای جانباختگان شهر شنبه حاضر شده و بعد از قرائت فاتحه نثار روح قربانیان این حادثه دلخراش ، با یکدیگر عکس یادگاری گرفتند..
    و اینک- چند قدم این طرفتر- من بودم و دلی ترک خورده هم تپش با شاعران جوان دیار آتشی ، دل در زمزمه ی لبخند سبز این بیت مانا از" قیصر عزیز" شعر امروز ایران..

    مبادا
          هیچ سقفی بی پرستو
    مبادا
    آسمانی
                   بی کبوتر...!!!

     

    باقی بقایتان
       با مهر
    غلامرضا ابراهیمی (الف.دریا)
    20 فروردین 94 بندر بوشهر



  • نظرات() 
  • غلامرضا ابراهیمی موفق به کسب مقام برتر جشنواره ملی در طواف حریم شهادت شد.‏

     

    ششمین همایش ملی در طواف حریم شهادت در خرمشهر به مدت دو روز برگزار شد...
     

    ششمین همایش ملی در طواف حریم شهادت در خرمشهر به مدت دو روز برگزار شد این همایش به دانش آموزان و فرهنگیان سراسر کشور اختصاص داشت و از برگزیدگان تجلیل بعمل آمد.

    در این جشنواره غلامرضا ابراهیمی شاعر بوشهری موفق به کسب مقام برتر این جشنواره شد.‏

     



  • نظرات() 
  • هیچ چیز نمی تواند حلقه حلقه ی خرد و شعور ابدی میانمان را بگسلد.

    وقتی که هر بیراهه راهی به درک باشد

    هم راه بیراهه مسیری مشترک باشد

    مثل سراب آیینه ی دوز و کلک باشد

    دیگر چگونه میتوان با عقل ثابت کرد

    که این جهان نسبتن هستی، هدف دارد

    ( حمید چشم آذر/کرج)

     

    اهالی ادبیات؛ شهر شُنبه را با خون عجین شده ی شعر و شیدایی در رگ های مردمانش می شناسند آن هم با حضور حداکثری (در قیاس با شهرهای دیگر به نسبت جمعیت) در محافل شعر و شروه و همدلی...

    فکر نمیکنم تا زنده ام شب شعر اربعین قربانیان زلزله شهرم را فراموش کنم..

     وقتی که هیچ کس خانه و منزلی نداشت تا ولو برای اندک لحظاتی  درب آن را قفل کند و به این مجلس ادبی بیاید .

     و ما سخت نگران خجلت از حضور شاعران میهمانی بودیم که از مرکز کشور و جای جای استان بوشهر خودجوش آمده بودند تا زخم های سیمانی مردم شهرم را التیامی باشند.

    "خدای من نکند کسی نیاید و ..."

    نیم ساعت مانده به شروع مراسم باز هم تعداد اندکی -که میشد با انگشتان دست شمردشان- چادرشان را رها کرده آمده بودند.

    با دلهره مراسم شروع شد و مردم فهیم شهرم آمدند ، آمدند ، آمدند ... آنقدر که دعا کردم کاش مراسم خوبی برگزار شود و مردم با رضایت خاطر مجلس را ترک کنند.

    سعید بیابانکی(تهران/اصفهان)، حمیدرضا سلیمانی(مرکزی/اراک) ،محمد رضا هاشمی زاده (خورموج) ، محمد مصدق (دشتستان) و.. و ..و... مبهوت مانده بودند که چگونه این خیل مشتاق ادب دوست -در آن شرایط پریشانی و بدون حصاری خانه هایشان- آمده اند .

    کسانی که هنوز پنج انگشتشان بوی گورهای دسته جمعی شهرم میداد.

    میهمانان، هیچ شهری را اینقدر مشتاق ادبیات و شعر ندیده بودند..

     آن شب برای لحظاتی یادم رفت شهرم ویران شده و با غرور در جواب گفتم؛ همه ی مردم شهرم شاعرند و شعر دوست..

    آآآآی که آن شب چه شبی بود..

     وقتی ساعت دو بامداد آنها را به بوشهر برای اسکان بردم تا حوالی شهر خورموج فقط و فقط پیرامون جمعیت مشتاق گپ می زدیم.

    آه ه ه ...

     

    بهتر است اصل مطلب را بنویسم!

    "شب شعر حلقه طنازان" اخیر شهرم به هر مکافاتی بود با همت آنهایی که وظیفه شان جز ارادت و دلدادگی به مردم نبود تمام شد.. 

    ایمان دارم چون همیشه های جاری به خودشان هم می بالند!!!

    مراسمی که شاهد حضور حداکثری مردم بود تا شرمندگی اش بماند برای کسانی که "صدای تهی طبلشان بلند و نخواستند  این همدلی را ببینند!!!


    این نوشته نه بیانیه است (تاکید میکنم) و نه دفاعیه...

     

    مردم فهیم شهرم

    ادب دوستان و شاعران همیشه گمنام دیارم "شنابا"

    بزرگوران حاضر و غایب محفل دلبرانه ی دیشب!

    ... به هوش باشیم که یک عده "گرگ در لباس گوسفند" سعی دارند بنا به سواد اندک و کج فهمی خودشان ، شما را نیز متهم به نادانی و عدم سواد ادبی کنند.

     همین تعداد انگشت شمار از آنجا که هیییچ مطالعه ای ولو اندک پیرامون جریانات پیشرو شعر و ادبیات چند دهه اخیر ندارند، معتقدند "طنز" و نقد اجتماعی عبور از خطوط قرمز دین و انسانیت است و هیچ نمیدانند جریان های پذیرفته شده همسو با مردم (طنز تلخ یا "تلخند" / پست مدرن "انتقاد به وضعیت موجود" و...) چقدر در راستای اصلاح امور و فرو پاشی هاله کاذب پیرامون اهالی میز و شعار است.. و چقدر قهوه قند پهلوی طنز همه گیر و مورد پسند دل های مشتاق افتاده و می افتد..

    اینان سعی دارند با بزرگ و البته سیاه نمایی، بعضی از اشعار طنز خوانده شده دیشب را جسارت آمیز تلقی کنند تا مردم فهیم ما مثلن ندانند خطاب شاعر یا نویسنده کمبود امکانات رفاهی یا پزشکی یا هر چیز دیگری است و شهر از فقر مسوول دلسوز بومی رنج میبرد!!! 

     اینان یادشان رفته جای چه کسانی ...

    والا همه میدانیم شهرمان 

    نه بانک دارد

    نه دیوار

    نه عابربانک

    نه پزشک

     و نه...

    کاش همین افراد تند رو و لمپن کمی هم به لایه های پنهان این ابیات طنز نگاه کنند و بدانند فهمشان چقدر محدود است!!!!

    بهتر است سخن را به درازا نکشم.

     

    عزیزانِ دیارِ محرووووم از همه چیز من!

    به هوش باشید و آگاه که همین "دلقک بازان زمان " شور و شعورتان را به بازی نگیرند...

    و باز یادم نرود بنویسم اینجا دیار شنبه، دیار مردان مرد ، دیار شیر مردان و شیر زنانی است که همه شب با عشق مشق خرد و ادب و مهرورزی دارند.. 

    و هیچ چیز- حتا زلزله و ویرانی- نمی تواند حلقه حلقه ی خرد و شعور ابدی میانشان را بگسلد تا چه رسد به این عطسه های گاه و بیگاه که مردم به آن "هرزگی بی سبب " میگویند...

     

    با احترام و مهر

    فرشید ابراهیمی 

    دوم اسفند ماه سال 1393

      



  • نظرات() 
  • گزارش تصویری شب شعر طنز شهر شنبه

    حضور مثال زدنی مردم و استقبال از محافل ادبی

    شاعران مدعو و لبخند رضایت مردم

    حمید زارعی - مجری

     مهدی جهانبخشان - طنز نویس

    مجید عابدی - شاعر

    فرید میرشکار - معاون حوزه هنری بوشهر

    سید اسماعیل بهزادی - شاعر

     

     غلامرضا ابراهیمی (بغض خفته در گلو) - شاعر

     کاظم عارف - شاعر

     

    احمد منصوری - شاعر

     



  • نظرات() 
  • دکتر سید نورالدین امیری، مدیرعامل سازمان همیاری شهرداری های استان بوشهر شد.

    مدیرعامل سازمان همیاری شهرداری های استان بوشهر منصوب شد
    با حکم استاندار بوشهر؛ دکتر سید نورالدین امیری، مدیرعامل سازمان همیاری شهرداری های استان بوشهر شد.
     مصطفی سالاری ظهر امروز حکم امیری را امضا کرد تا وی جایگزین بشیر احمدی در مدیریت این سازمان شود.
    نورالدین امیری، عضو هیات علمی دانشگاه خلیج فارس بوشهر، از رزمندگان دفاع مقدس و از اهالی شهرستان دشتی است.
    گفتنی است، با توجه به وظایف اساسی شهرداریها در تأمین نیازمندی های شهری و تأسیسات مورد نیاز عمومی ، با هدف کمک به تأمین خودکفایی شهرداریهای عضو از طریق تجمیع امکانات و سرمایه های کوچک پراکنده آنها و اهتمام در کاهش اتکای اعضاء به عوارض جهت اداره امور شهر و شهرداری و افزایش توان مالی شهرداری های عضو از طریق ایجاد درآمدهای ناشی از تولید ، فعالیت های اقتصادی ، خدماتی بر طبق اصول بازرگانی و با شخصیت حقوقی مستقل تأسیس و برابر مفاد اساسنامه اداره می گردد و می تواند به کلیه عملیات و معاملات مالی و تجاری و بازرگانی اعم از واردات و صادرات و قبول نمایندگی شرکت ها و مؤسسات تولیدی و خدماتی داخلی و خارجی و قبول پیمانکاری اعم از آنکه بطور مستقیم و غیر مستقیم به تمام یا هر یک از موضوعات اساسنامه مربوط باشد رأسا به نمایندگی از طرف شهرداری ها عضو مبادرت نماید.



  • نظرات() 
  • موفقیت قرآن‎آموزان شهر شنبه در مسابقه کشوری تفسیر نورالهدی

    محمدجواد احمدی‌منفرد صبح امروز در دیدار با مدیران تبلیغات اسلامی دشتی با اعلام این خبر افزود: در پی اعلام خبرگزاری فارس: موفقیت قرآن‎آموزان دشتی در مسابقه تفسیر نورالهدینتایج مسابقه نورالهدی 7 تعداد 13 نفر از شهرستان دشتی در این مسابقه حائز کسب رتبه شدند. -

    مسئول کانون قرآن اداره تبلیغات اسلامی شهرستان دشتی گفت: این مسابقه به‌صورت همزمان با شرکت 9 هزار نفر 14 آذر در سراسر کشور در دو رشته یک جزء 21 و سه جزء 21، 22 و 23 برگزار شد.

    وی با اشاره به آمار شرکت‌کنندگان در این مسابقه بیان کرد: شهرستان دشتی با شرکت 175 نفر در این مسابقه برای سومین سال پیاپی حائز کسب رتبه نخست استانی شد.

    احمدی، زهرا غریبی، آذر منصوری‌فرد، افسانه شریفی بهلولی، زهرا ابراهیمی، زکیه حیدری، افسانه رضایی، سیده‌رقیه پورفاطمی، فاطمه فولادی و آقایان محمود حیدری، داریوش رزمی، محمد کردوانی، حسین آبدونی و ابوالفضل رمضان‌زاده را از برندگان این مسابقه ذکر کرد.

    وی یادآور شد: چهار نفر از این افراد کسانی هستند که از مناطق زلزله‌زده بخش شنبه و طسوج و روستاهای محروم درویشی و باغان در این مسابقه شرکت کرده اند.منبع: فارس

    محمدجواد احمدی‌منفرد صبح امروز در دیدار با مدیران تبلیغات اسلامی دشتی با اعلام این خبر افزود: در پی اعلام نتایج مسابقه نورالهدی 7 تعداد 13 نفر از شهرستان دشتی در این مسابقه حائز کسب رتبه شدند. - See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931025000275#sthash.k5U7eIeL.dpuf



  • نظرات() 
  • فرشید ابراهیمی: بارها با شعر "من هم می میرم" سلمان هراتی اشک ریختم

    شهرزاد آل شمس: دنیای مجازی هرچقدر هم که بد باشد ، خوبیهای بینظیری هم دارد. یکی از خوبیهایش آشنایی با کسانی است که شاید هیچگاه موفق به دیدنشان نشوی. راحت و بی دغدغه پای حرف هایشان می نشینی، گپ می زنی، صدایشان میشنوی و...
    در یکی از گروههای ادبی (آسمان) با فرشید ابراهیمی -مدیر سایت شعرانه - آشنا شدم  .شعرهایش را می نوشت و... . وقتی پیشنهاد همکاری در بخش گفتگو سایت را داد پذیرفتم و به بهانه انتشار محموعه شعر "حنجره های سرخ" او، اولین شماره گفتگو را به خودش اختصاص دادم.


    درود به جناب ابراهیمی گرامی
    سپاس از اینکه دعوتم رو پذیرفتید
    درود بر تمامی عزیزان جان و یاران همراه ، در خدمت شما هستم

    جناب ابراهیمی اگه ممکنه یه بیوگرافی از خودتون ارائه بدید تا دوستان باهاتون بیشتر آشنا بشن.
    فرشید ابراهیمی هستم ، متولد و ساکن بوشهر ، سی و چند ساله ، مدیر سایت شعرانه
     
    اگه ممکنه در رابطه با سابقه ی کارتون در زمینه ی ادبیات هم توضیح بدید.
    چند سالی هست که آواره ی کوچه های شعرم
    و سه ساله که به صورت جدی در این زمینه فعالم

    خودتون حس می کنید چه چیزی باعث شد که وارد عرصه ی شعر و ادبیات بشید؟
    (با لبخند) رفیق بد
    خانواده و خویشاوندانی که همگی اهل شعر و ادبیات بودند.

    بسیار هم عالی ، شاعر مورد علاقه شما کیه؟
    بی هیچ تعصبی : منوچهر آتشی

    در شعر و شخصیت منوچهر آتشی چه چیزی دیدید که او رو از بقیه متمایز می کنه؟
    آتشی کسی است كه در خود بودن و برای خود بودن را نمی پذیرد و دراین راه نوشتن نقد بر دفترهای شعر شاعران جوان، بررسی آثار بزرگان شعر معاصر، ارائه ی سخنرانی و پرسش و پاسخ و شعرخوانی را دستور كار خود قرار می دهد.بارزترین خصیصه ی شعر آتشی "فردیت زبان" اوست.شعر برای او نوعی اعتراض است. هنجارشکنی و بومی گرایی نه چندان صرفی که در همه ی اشعارش نمود دارد. برای مثال: شعر "ظهور" و شخصیت "عبدوی جط" او توی همین شعر.
    از نظر آتشی رسیدن به زبان مستقل و پیچیده، دست یافتن به وسیله ای است كه برای خدمت به شعر پرورانده شده است؛ ولی وسیله ای است كه به شعر موجودیت می بخشد و خود از بین می رود.(محمد علی محسنی فرد)
    به گفته یکی از اساتید: آتشی قبل از هرچیز سعی دارد خواننده را مجاب كند كه شعر كار است.
     
    تأثیرگذارترین شعری که خوندید و تأثیرگذارترین آهنگی که شنیدید چی بوده؟
    شعر "من هم می میرم" از سلمان هراتی
    ترانه "دوستت دارم" از نات کینگ کول Nat King Cole

    به نظر شما چرا در شعر امروز، زبان امروز و اشیا و...  کمرنگ هستند. به عنوان مثال واژه ی جرثقیل در شعرهای امروزی زیاد مورد استفاده قرار نمی گیره و یا اینکه هنوز هم "باد صبا" پیام آور است و نه وسایل ارتباطی امروزی... دلیل کاربرد کمتر این قبیل واژه ها رو در شعر امروز چه چیزی میدونید؟
    طبیعی است که هر شاعر و هنرمندی، هنر خود را با استفاده از اجزا و مواد فرهنگ و ملیت خود عرضه می­کند.با جستجویی کوتاه در مجموعه شعرهای شاعران معاصر، ملاحظه می­شود که هر یک از شاعران به نحوی از این المان ها - اگرچه کمرنگ- در شعر خود استفاده کرده­ اند. تصور می کنم این مسئله به ناباوری شاعران مربوط باشه و اینکه شاعران امروزی فکر نمی کنند که "شعر باید از جنس زمان باشد." شاید هم باور نمیکنند وارد عصر مدرنیته و ماشین شده اند.
    بسیاری از افراد هنوز حافظ و سعدی را برترین شاعران تمام قرون می دانند.

    حنجره های سرخ از کجا آمد؟
    دو سال پیش که فراخوان سوگواره عاشورایی در سایت شعرانه برگزار و منتشر کردیم ، هیچ وقت فکر نمیکردیم بتوانیم به وعده مان - چاپ منتخب اشعار دریافتی - عمل کنیم. اما مدد مولا باعث شد نه تنها استقبال خوبی از سوگواره بشود و به 5 شاعر برگزیده سوگواره نیز صله بدهیم. بلکه بتوانیم ماحصل آنچه وعده داده بودیم را ارائه و منتشر کنیم.
    این مجموعه شامل 84 صفحه شعر از 65 شاعر برتر آیینی کشور است.
    بی انصافی است اگر از حامی مالی سوگواره (از ابتدا تا چاپ و انتشار کتاب) قدردانی نکنم. یا تشکر نکنم از داوارن خوب این سوگواره (حیدر منصوری - غلامرضا ابراهیمی - پاییز و مهدی رحیمی)


     اگر قرار بود اهل بوشهر نباشید؛ دوست داشتید اهل کدام شهر باشید؟
    روستایِ کناریِ بوشهر
    اگر بخواهم دقیق تر بگویم من متولد شهر "شُنبه" هستم.

    بیشتر در چه قالب و یا قالب های شعر می نویسید؟
    خب به اقتضای جنوبی بودنم با دوبیتی و رباعی شروع کردم ولی در حال حاضر بیشتر "سپید" می نویسم.

    اگه ممکنه چند نویسنده ی داخلی و خارجی مورد علاقه تون رو بهمون معرفی کنید. (به همراه  ذکر اسامی کتاب هایی که از اون ها خوندید و بیشتر پسندید.)
    با کمی تعصب و البته انصاف "محمدرضا صفدری"  با کتاب "سیاسنبو"
    به جرات او را برترین داستان نویس بومی گرای ایران می دونم.
    "منیرو روانی پور"  با کتاب های "کنیزو" و "کولی در آتش"

    "آلفرد هیچکاک" با کتاب های " الو اینجا پلیس" و "پنج گانگستر"
    "تیم اوبرایان" با کتاب های  "جوراب شلواری" و "در تعقیب کاچیاتو"
    "ارنست همینگوی" با کتاب "پیرمرد و دریا"
     
    دوست داشتید قهرمان کدام کتاب بودید؟
    دوست داشتم "شیرمحمد" در کتاب "تنگسیر" اثر "صادق چوبک" باشم.

    کارگردان های مورد علاقه شما چه کسانی هستند؟
    از بین کارگردان های ایرانی مجید مجیدی رو بیشتر می پسندم به دلیل عاطفه ی قوی و اینکه موضوعاتی که در فیلم هاش به اون ها پرداخته میشه بکرتر هستند.
    از بین کارگردان های خارجی، مایکل.ار.راسکام با فیلمی به اسم قطره

    شعری هست که خونده باشید و به همراهش گریه کرده باشید؟
    بارها با شعر "من هم می میرم" سلمان هراتی اشک ریختم.چون از جایگاه شغلی همه ی انسان ها میگه و می رسه به پوچی جایگاه شاعر (...پس دو روز بعد / درستون تسلیت روزنامه / زیر یک عکس 3*4 خاهند نوشت / ای آنکه رفته ای چه کسی سطل های زباله را پر میکند؟)  و پیش بینی مرگش!!

    بهترین تعریفی که می تونید از شعر داشته باشید چیه؟
    شعر از بهترین گونه های هنر هست. در واقع احساس ناب و بارش واژه هاست.

    نوستالژی منطقه ای که در اون زندگی می کنید تا چه میزان روی شعرتون تأثیر داشته؟ و فکر می کنید بازتاب بومیت اون منطقه چقدر می تونه به شعر شما کمک کنه؟
    در عرصه­ ی ادبیات، بسترگاهِ پربسامدِ این فرایند روانی را ادبیات معاصر و مکتب شعری رمانتیسم تشکیل می­دهد؛ زیرا مهمترین اصول این مکتب، طبیعت گرایی، آزردگی از محیط و زمان فعلی و گریز به بازآوری خاطرات خوش گذشته است. لذا همین اصول مهمترین انگیزه­ ی شاعر و یا نویسنده­ ی معاصر می­شود تا شعر و یا نوشته­ ی خود را به سمت و سوی غربت ­زدگی، حسرت، و دلتنگی سوق دهد و از این اصول به عنوان یک اندیشه­ و مضمون شعری پیروی نماید.
    اصلاح نوستالژی یا غم غربت، به عنوان یكی از رفتارهای ناخودآگاه انسان، همواره بر محتوا و شیوه ی بیان شاعران، تأثیر فراوانی داشته است. این پدیده در شعر شاعرانی كه احساسی قوی تر دارند، ظهور و بروز بیشتری دارد.
    شهر و دیارم که خودش زاده ی درد ه. پس بیشتر به عصیان فکر می کنم و خواهان چیزی فراتر از اون محرومیت هستم.
    چون در حوزه ی خبر هم فعالیت دارم؛ سعی می کنم مشکلات رو بیشتر از طریق اون حوزه بیان کنم ولی در هرصورت ،گریزی هم از اون زخم ها نیست. در هر حال خودم نمی توانم به خوبی میزان تأثیرگذاری این دردها روی اشعارم را ببینم.البته ، قضاوت دیگران مهم تره.
    شور و اشتیاق بازگشت به گذشته و دوران كودكی و عشق به عالم ماورا از نتائج این احساس مشترك است كه در شعر  شاعران به وفور یافت می شود. من هم - اگر خودم را شاعر بدانم - از این قاعده جدا نیستم.


    وقتی زبانت
    زخم خیزرانی شهر را
    بر سرم ویران کرد
    قلبم تیر کشید
    .
    .
    .
    .
    اینک اما
    قلب زمین را
    در همهمه گریه ها یش
    خواهیم درید
    ما ایستاده ایم
    به روشنی همین کلام
    به روشنی همین کنج و پستو
     
    خواب هایمان پر از پرتگاه
    بیداریمان پس لرزه
    نام من "بم"
    "ورزقان"
    شهر من "شنبه"
    چکمه پوش ها
    هرچقدر هم بخندند
    مااا شرافتمان را
    به هیچ یونیفرمی نخواهیم فروخت.
     
     
    به جز شعر در حوزه ی هنری دیگری هم فعالیت دارید؟
    بله. خبر و وبلاگ نویسی

    چقدر به جنبه ی جهانی شدن و ترجمه پذیری اشعارتون دقت می کنید؟
    متاسفانه جدیدا که به فعالیت ترجمه مشغول شده ام متوجه شدم که شعرهام کمتر ترجمه پذیر هستند. بازی های زبانی در شعر، آن را از قابلیت ترجمه پذیری و جهان شمولی دور می کند.

    فکر کنید این شعر با چه ترجمه ای حس شاعر را می رساند: زیبایی تو کار دستم می دهد / کارد دستم می دهد...

    هرچند حدود ترجمه ناپذیری شعر از مباحث عمده در مطالعات ترجمه است. "رابرت فراست" معتقد است آنچه در ترجمه شعر از بین میرود خود شعر است. اعتقاد راسخ "رومن" یا "کوبسن" بر این است که شعر صراحتا قابل ترجمه نیست، و "شلی" نیز اساسا به ناممکن بودن ترجمه شعر عقیده دارد. از طرف دیگر، برخی از دانشمندان نیز استدلال می کنند که تمام معانی همیشه قابل ترجمه است و هر چه در یک زبان قابل بیان باشد به زبان دیگری نیز قابل انتقال خواهد بود.

    کدام یک از این شاعران رو بیشتر می پسندید؟ ادونیس/ شیمبورسکا /بوکوفسکی
    ادونیس رو بیشتر می پسندم. کارهای کوتاه و بلند خوبی ازش خوندم و بعد از اون شیمبورسکا که کارهاش رو از زبان مترجم های متعددی خوندم.

    چقدر با جریان شعری "علی باباچاهی" موافق هستید؟ و از نظر شما آیا زبان خاص او در طول زمان رشد و گسترش پیدا خواهد کرد و یا گم خواهد شد؟
    از نظر من "مطفاوت" بودن اشعار "علی باباچاهی" اگر چه خوب اما ، چندان جالب نیست. پیچیدگی و رو نبودن خوب هست ولی ترجمه ناپذیری و همه فهم نبودن و فرار بودن جزء نکات منفی شعر باباچاهی هستند.شما چند نفر را سراغ دارید بیش از یک شعر از باباچاهی را حفظ باشند. من که حفظ نیستم.
    از ویژگی‌های شعر او جسارت آوانگاردی است که در دو سطح خود را نشان می‌دهد، یکی در گزارش‌های تندی که در شعر او می‌بینیم و دیگری در ترکیباتی غنی که در شعر او وجود دارد که قابل احترام و اعتناست.
    اما خب او جایگاه خودش را دارد و همینکه "دیگرگونه" فکر میکند یعنی شاعر کاربلدی است.
    من تصور می کنم این جریان برای ریشه دواندن در ادبیات نیاز به بسط و البته تا حدودی ساده نویسی بیشتری دارد.

    جناب ابراهیمی بزرگوار در پایان از شما سپاسگزارم که وقتتون رو در اختیار ما قرار دادید و برای شما آرزوی موفقیت و شاعرانگی روزافزون دارم.
     
     من هم از شما سپاسگذارم.
     
     
     
     
     



  • نظرات() 
  • راهی که مسدود شد(!!!)

    جناب آقای عبدالله عباسی وحدت

    (ریاست محترم شورای اسلامی شهر شنبه)

     

    با سلام

    این نامه را برایت سرگشاده مینویسم ؛ چرا که میدانم ممکن است پس از انتشارش -باد- بال قبای خییلی ها را بوزد.

    خودت و الحمدلله بقیه همکارانت در شورای شهر خوب می دانید که ورزش فوتبال ؛ "عضو" جدا ناشدنی "تن" جوانان شهرمان شنبه است. اگرچه هیچ گاه -بجز موارد معدودی- سعی نشد این عضو حیاتی و مفید را "تنومند" کنیم.

    حضرتعالی خوب میدانی سالهاست این رشته ورزشی بیشترین دلمشغولی خرد و کلان است و دغدغه هایش تمام ناشدنی است.

    خوب بخاطر دارم و دارید اینکه؛ حداقل در کنار سه نفر از شما دوستان فوتبالیم، من هم لگدی به این توپ گرد زده ام. حال بماند اینکه با شما رفیق یا رقیب بقیه بوده ام. هرچه بوده مایه خرسندی است.

     پس فکر میکنم من هم حق دارم دلتنگی و دغدغه داشته هایمان را داشته باشم یا بیم آنکه همین "اندک" مان نیز از کف برود.

    بهتر است نه سفسطه ببافم و نه اطاله کلام کنم.

     

    ... این روزها بیشتر از هر وقت دیگری ، زمین فوتبال قدیمی شهرمان که باعث یادگیری و رشد چند نسل از اهالی فوتبالمان شد نیازمند توجه بیشتر من و شماست.

    اینک زمین (شماره دو) شهرمان مهجور افتاده است بین دو زمین کشاورزی نیمه متروک و بعضا رها.

    مهجور نه به معنای اینکه زمین کارایی نداشته باشد بل اینکه راه عبور و ورود هرگونه وسیله نقلیه اش را مسدود کرده اند.

    مالکین یا سرپرستان زمین های کشاورزی دوسوی جاده مشخصند؛ من فکر نمیکنم این جنابان تعمدی در تخریب یا مسدودی راه داشته اند.چرا که هر دو خود، خانواده ای ورزشی دارند.

     اما چیزی که مهم و اساسی است عدم توجه شان به بازسازی حصار و محدوده است چرا که باعث مسدودی راه و رنجش خیلی از ورزشکاران شده اند.

     راهی که روزگارانی بس طویل - به هنگام مسابقات- محل تردد انواع وسایل نقلیه سبک و سنگین بود ، اینک مسدود و تخریب شده است.

    کاش بشود حضرتعالی یا دیگر همکارانتان ، بانی خیر شوید و با رایزنی و گفتمان گره ی از این مشکل ساده را بازگشایی کنید.

    پیش از اینکه راه برای همیشه مسدود و زمین متروک شود. شک نکنید روزگاری زمین شماره دو (مورد بحث) حیاتی تر از فعل خاهد بود.

    بیشتر وقت گهربارتان را نمیگیرم.

     

    ورزشکار باشید و سربلند

    فرشید ابراهیمی

     



  • نظرات() 
  • مدیرکل آموزش و پرورش استان بوشهر- جناب آقای حصیری

    مشاور جوان و طراح طرح 77 جناب آقای شعرانی

    رییس اداره آموزش و پرورش شهرستان دشتی

    بخشدار بخش شنبه و طسوج - هادی اخلاقی

    و...

     

    محرومیت یعنی اینکه بعد دوسال شعار و مانور تبلیغاتی روی نام مدارس زلزله زده، تنها مدرسه دخترانه شهر شنبه غالب معلمانش مرد باشند.

    یعنی اینکه دختر بیچاره ی تازه بالغ ، سوالات شرعی زنانه اش را نتواند از دبیر دینی (مرد)ش بپرسد.

    (حال اینکه این دبیر محترم مرد تخصصش هم علوم تجربی باشد که به کنار)

     

    جناب حصیری یادمان نرفته است چند بار دبستان شهید رجبی شهر شنبه را به بهانه حمایت از مردم زلزله زده افتتاح کردید.

    یادتان هست مهرماه سال گذشته هنگام ورود سرپرست وزارت آموزش و پرورش دبستان شهید رجبی شنبه را مقابل دوربین های خبری و تلوزیونی افتتاح کردید؟

    افتتاح دوباره در مهرماه امسال این دبستان دیگر چه صیغه ای بود؟

    (محض یاداوری بقیه میگویم که این دبستان بخاطر زلرله تخریب نشده بود بلکه به دلیل فرسودگی آذرماه سال 91 - پنج ماه قبل از زلزله فروردین 92 - به منظور بازسازی تخریب شده بود. و افتتاح فورس ماژول و طرح چند فوریتی از جانب شماها هیچ وقت صورت نگرفته بود)

    قحط الرجال بودن (ببخشید منظور خانم های معلم است) چرا باید فقط در مدارس دخترانه شهر شنبه نمود پیدا کند؟

    حضرات عظام آیا خود شما حاضرید دخترتان را به مدرسه ای بسپارید که غالب معلمانش مردند؟ 

    آقای معلم کالو ؛ آیا نمیشود طرحی برای اینگونه تبعیض ها هم نوشت؟ محرومیت فقط در مدارس زیر ده دانش آموز نیست.

     آقایی که در مراسم معارفه ات آن الم شنگه به پا شد و امام جمعه ... ، چرا هیچ فکری برای این اتفاق نمیکنید؟

    بخشدار محترم چرا شما در برابر این ننگ سکوت کرده اید؟

     شورای شهرمان هم که الحمدلله مشکلات خودشان را دارند و احتمالن فرصت پرداختن به مقوله را ندارند. 

     

    پیشاپیش بخاطر اطلاعات ناقصم پوزش میخاهم.

     



  • نظرات() 
  • آقای بخشدار! از کی تا حالا گنبد نمکی جاشک جزو بخش شنبه و طسوج شده است؟

    به گزارش خبرگزاری فارس از دشتی، هادی اخلاقی ظهر امروز در حاشیه بازدید معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری بوشهر از بخش شنبه و طسوج گفت: بخش شنبه و طسوج دارای ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های بسیاری در زمینه گردشگری است که باید با برنامه‌ریزی دقیق این پتانسیل‌های گردشگری مطرح شود.

    بخشدار شنبه و طسوج افزود: بخش شنبه و طسوج دارای آثار تاریخی زیادی از جمله (1) تپه‌ها، دیدبانی، آسیاب‌های آبی، ذخیره‌گاه درخت آکاسیکاآلپیدا، قنات‌های فعال و گنبد نمکی دشتی (2) است.

    وی ادامه داد: یکی از آثار طبیعی که ثبت شده، گنبد نمکی دشتی است که در ضلع جنوب شرقی بخش شنبه و طسوج واقع شده است.

    ...

     

     شمبه ای ها:

    1- امیدوارم در معرفی نکردن قلعه داراب خان شهر شُنبه (که سال 1383 ثبت ملی شده است) ، قلعه و حسینیه رزم آباد و ... بعنوان مکان دیدنی و گردشگری،  تعمدی صورت نگرفته باشد.

    آقای محترم بر شمردن نکات دیدنی و گفتن از به اصطلاح برخی ها کفایت می کند؟

    2- غالب اهالی متعصب شهرستانهای دشتی و دیر بر سر گنبد نمکی جاشک که جزو کدام شهرستان می باشد ، مجادله دارند. اینکه گنبد نمکی دشتی خواندن صحیح تر است یا گنبد نمکی دیر؟

    اینک با افاضات جناب بخشدار؛ ریشه این اختلاف خشکانده و مشخص شد این گنبد نمکی در محدوده بخش شنبه و طسوج بوده و دعوی اهالی دیر بس نا صواب.

    بخشدار مچکریم.

     



  • نظرات() 
  • در چشم فرات طرح ماه افتاده است
    یک مشک و دو دست بین راه افتاده است

    این ریخت زمین و ان شد از شانه جدا
    مولای عطش به اشک و آه افتاده است...

     
    فرشید ابراهیمی: مجموعه شعر منتخب سوگواره عاشورایی «حنجره های سرخ» سایت شعرانه (91) بزودی منتشر و در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.

     بررسی و انتخاب آثاری که در قالب شعر ارائه می شوند، کاری بسیار سخت و طاقت فرساست مخصوصا اگر قرار باشد شاعر در زلال کلمات معنوی خویش، واژه واژه دلش را به آستان مقدس و نورانی خاندان وحی ببرد. بر این اساس  فراخوان "حنجره های سرخ" که دعوتی به این زلالی و پاسخی بود به همه ی معنویتهای پیدا و پنهان  حاصل از این سرایش ها از این سختی و زفتی دور نبود و از آنجایی که انتخاب بهترین ها در میان آثاری که همه به نوعی بهترین بودند یا هستند کار را دشوارتر هم می کرد ناگزیر بودیم معیاری را برای انتخاب ها  داشته باشیم ،موارد و مولفه های زیر را در گزینش کارها پیش روی خود قرار دادیم و دور از هرگونه نگاه و قضاوت  شخصی به انتخاب اشعار جهت انتشار در مجموعه شعر یاد شده نشستیم :

    - کشف شاعرانه، نگاه هنری و نو به واقعه ی عاشورا و حوادث پس از آن ، پرهیز از روایت ساده و مقتل گونه ی آنها
    - آراستگی و پیراستگی های زبانی، ارائه ی عناصر صور خیال بدیع و متین
    - پرهیز از نگاه احساسی  صرف و غیر منطقی به حادثه ی عاشورا، توجه به عمق و هدف آن قیام سرخ
    - عدم استفاده از اصطلاحات سست و نامناسب و کم ظرفیت
    - توجه به عنصر معرفت شناختی در روایت آن حادثه ی سترگ
    - پرهیز داشتن از اغراق های بی اندازه و یا  وهن های ناخواسته به ساحت قدسی اهل بیت (ع)
    - توجه به قالبهای تازه، انواع موسیقی و تناسب آنها
    - توجه به نحو سالم و درست سطرها و مصراع ها
    - داشتن زاویه ی دید مناسب و روایت منسجم و موثر
    - عدم تاثیر پذیری از شاعران دیگر و پرهیز از ارائه ی شعرهای تکراری (تا حدامکان)
    - پرهیز از پیچیدگی های لفظی و معنوی
     
    بزودی اسامی شاعرانی که اشعارشان در این مجموعه منتشر شده ،اعلام و نحوه دریافت کتاب نیز ؛ از همین طریق اطلاع خواهد شد.



  • نظرات() 
  • بداهه گویی ؛ به شُنبه نیست رسم بی وفایی...

     
     غلامرضا ابراهیمی (ا.دریا): گویند در سال های دور كه "قلعه داراب خان شُنبه" برای خودشكوه وجلالی داشت, مردم اغلب در اطراف قلعه ساكن بودند و آب شرب شان از تلمبه بادی كنار قلعه تامین می شد.
    در یك پسین دلگشای پاییزی, شاعری از دیار اهرم به نام "افراسیاب تورانی" از پشت بام قلعه , زن زیبای شنبه ای را با دو پل شلال (=گیسوی كشیده) از چپ و راست و قدی باریك و بلند می بیند كه با سطل آبی روی سر به خانه بر می گردد.
     
    جناب تورانی شاعر با دیدن این زن رعنا ذوقش گل كرده و این دوبیتی را "خطاب به وی" میگوید:
     
    بسی خوبان "شنبه" بیشمارند
    ولی رسم وفاداری ندارند
    ز "مه رویان" این سامان حذر كن
    كه در كوی وفا بی اعتبارند!!
     
    زن باغیرت "شُنبه ای" سطل آب بر زمین گذشته, نگاهی بر كنگره قلعه می اندازد و به محض دیدن این شاعر غریبه! فی البداهه این دوبیتی را در جوابش می گوید:
     
    به "شُنبه" نیست رسم "بی وفایی"
    ولی هركس دلی دارد به جایی
    وفا دارند با خوبان و لیكن
    به "ناهلان" ندارند آشنایی!!!
     
     
     
     
     
    پانویس:
    1- زنان ومردان شنبه از دیرباز به حسن غیرت و بداهه گویی مشهور بودند.
    2- قلعه شنبه محل رفت مردم و مورد توجه شاعران و بزرگانی چون فایز، مفتون، رسول پرویزی، حاج علی مرادی(=شاعر كلاخا یادموحدو) و..بوده. 
    گویند اولین پزشك در شهرستان دشتی نیز به دعوت شاه منصورخان پدر داراب خان در روستای شنبه اقامت داشته است.
     



  • نظرات() 
  • یاداداشت رئیس شورای اسلامی شهر شنبه به مناسبت مهدی نفر...

     

    زلزله فروردین 92 شهر شنبه (استان بوشهر) باعث شد آنها که مدعی مردمداری بودند را بهتر و بیشتر بشناسیم.دوستانی یافتیم که بودنشان تمامی ندارد.

    مسولین، هنرمندان ، ورزشکاران و اصحاب محترم رسانه که هیچ گاه تنهایمان نگذاشتند. 

    رسالت خطیر اهالی رسانه، با حضور تیم رسانه ورزش و انجام بازی خیرخواهانه شان اوج سرانجامی بود. حضور "مهدی نفر" عزیز به همراه دیگر ورزشکاران رسانه ای ، فراموش نشدنی است.

    و اینک داغ مهدی عزیز...

    عبدالله عباسی وحدت -رییس شورای اسلامی شهر شنبه - با ارسال یادداشتی فقدان این خبرنگار عزیز را به جامعه خبری کشور تسلیت گفت.

     

     



    تنها خداست که می ماند..

     

    هر جا دلی می لرزد

    آنجا خانه ی من است..

     

    مهدی نفر عزیز!

    این "تپش واژه ها"ی مهربان دل تو بود در همدردی با مردمان دیار من در "زلزله فروردین 92شهر شنبه"..

    بار دیگر با "تكانه ی خبر پرپر شدنت" دل مان از دستمان افتاد و در اندوه ناگهان تو "آوار" شدیم..

    آری دیروز با اصحاب رسانه به تسلی مان آمده بودی. "فراموشمان نكرده بودی, فراموشمان نمی شوی.."

     

     

    عبدالله عباسی وحدت      

    شورای اسلامی شهرشنبه (شهرستان دشتی- استان بوشهر)

     

     



  • نظرات() 
  • برگزیدگان جشنواره تئاتر کارگاهی خورموج معرفی شدند

    ظهر امروز جشنواره تئاتر کارگاهی خورموج پس از دو روز با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان داد.

    جشنواره تئاتر کارگاهی خورموج که با اجرای هفت نمایش در پلاتوی فرهنگسرای شهید شهریاری خورموج و توسط انجمن هنرهای نمایشی این شهر و با همکاری شهرداری خورموج به مدت دو روز برگزار شد پس از قرائت بیانیه هیئت داوران با لوح تقدیر و هدایای نقدی به برگزیدگان، پایان یافت.

    در بخش بروشور سید علی علیپور برای نمایش «رحمت»، در بخش موسیقی محمدامین قائدی برای نمایش «من شایدم تو»، در بخش نویسندگی حسین آل بویه برای نمایش« روزگار تلخ» و مسلم مقنی برای نمایش« من شایدم تو» حائز رتبه برتر شدند.

    در بخش طراحی صحنه علیرضا گنجی ماهر برای نمایش «سیگار و شکلات» جایزه برتر را از آن خود کرد و جایزه بازیگری سوم زن به مینا حیدری برای نمایش «تو با همه فرق داری»، بازیگری دوم زن به محدثه صحراگرد* برای نمایش «تاریک است» و جایزه بازیگری اول زن به زهرا کشاورز برای نمایش «تاریک است» رسید.

    جایزه بازیگری سوم مرد مشترکا به محمد صادقی برای نمایش «روزگار تلخ» و محمدامین قائدی برای نمایش «من شایدم تو»، جایزه دوم بازیگر مرد به علیرضا گنجی ماهر برای نمایش «من شایدم تو» و بازیگری اول مرد به ابوذر یزدان پناهی برای نمایش «رحمت» رسید.

    در بخش کارگردانی محدثه صحراگرد برای نمایش «تاریک است» رتبه سوم، مسلم مقنی برای نمایش«شایدم تو» رتبه دوم و ابوذر یزدان پناهی برای نمایش «رحمت» جایزه برتر را کسب کرد.

    شایان ذکر است داوری جشنواره را فرید میرشکار، اردشیر محمودی‌فرد و ابراهیم شاکری‌مطلق به عهده داشتند.




    پ.ن : محدثه صحراگرد دختر جانباز شُنبه ای غلامعباس صحراگرد می باشد.



  • نظرات() 
  • دوستان مچکریم...

    صادر شدن چک ده میلیون ریالی (10000000) برای باشگاه ورزشی فجر1 شنبه - که اینروزها هیچگونه فعالیت ورزشی (حتا منچ و مارپله) ندارد، امید همه ورزش دوستان را زنده نگه خاهد داشت.

    از کجا معلوم شاید شهرداری شُنبه توانایی پرداخت هزینه کارلوس کی روش هم با این بذل و بخشش های بیهوده داشته باشد.

    دوستان مچکریم..

     

    تصویب شدن هزینه بیست میلیون  (20000000) ریالی 2  (حق الجلسه) برای اعضای فخیم شورای شهر آنهم برای چهار ماه ، مایه مباهات است.

    البته دوستان3 مدعی بودند رقابتشان در زمان انتخابات دریافت حق نوکری مردم است.

    باز هم مچکریم...

     

     

     پ .ن:

    1-  این پرداخت هزینه هیچ ربطی به حضور پر رنگ بچه های فجر در شورای اسلامی ندارد.

    2- اگر هر ماه چهار جلسه و مدت زمان برگزاری هر جلسه دو ساعت باشد ، هزینه هر ساعت حضور در این جلسات  625000 ریال می باشد ، که اگر بنا را بر ده ساعت جلسه در ماه بگذاریم هر ساعت هزینه ای برابر با 500000 ریال به همراه خاهد داشت. یعنی تقریبن یک و نیم برابر کار در مدت زمان مشابه یک دستگاه لودر

    3- از حق نگذریم که بعضی از دوستان چندان رغبتی هم به دریافت این هزینه نداشتند اما نظر جمع بود...



  • نظرات() 
  • چه کسی پاسخگوست؟ بخشداری ،شورای شهر یا تربیت بدنی؟

    هنوز یادمان نرفته است که زلزله آذرماه دشتستان چه قدر مصیبت به همراه داشت. از دست دادن هم وطنانمان (که تقدیر الهی بود)  یک طرف و خسارت ناشی از قصور مسولان طرف دیگر.

    انگشت اشاره نگارنده بیمارستان شهید گنجی دشتستان است ، نه بخشهای دیگر . که اگر سعی در نگاشتن مطالب و قصورات دیگر باشد ، خود مثنوی هفتاد من کاغذ خاهد بود.

    بگذریم...

    افتتاح شتاب زده این بیمارستان و تخریب بخش های از آن بروایت تصاویر موجود در سایت ها و نشریات در این زلزله دردی بود که دل خیلی از اهالی قلم خصوصا منتقدان دولت نهم را به درد آورد. هنوز هم همگان اذعان دارند میشد با درایت بیشتر و عدم شتابزدگی به استحکام بیمارستان چند ده میلیاردی اندیشید و هیچ کسی خرده بر عدم افتتاحش نمیگرفت.

     

    اینک مدت زمان زیادی نگذشته است که تکرار همین رویه ناصحیح ، دامن گیر اماکن افتتاح شده بخش های دیگرِ بلاد استان شده است. اینبار پیکان نقد اهالی قلم میتواند ، دولت دهم را نشانه برود. افتتاح شتاب زده و کارنامه پر کن مقام عالی ورزش استان {بخانید برای بقا} در زمان حضور وزیر ورزش برای زمین چمن شهر شُنبه - شهری که خود هنوزاهنوز زخمی از زلزله فروردین 92 است – برگ دیگری از تاریک روشن آخرین بازمانده های دولت نهم را ورق زد.

    به گفته شاهدان محلی ، ناهمگونی مشهود چمن ، عدم تسطیح استاندارد و کشت نامرغوب آن طوری است که برای هر غیرورزشکاری براحتی قابل رویت است.  

    زمین افتتاح شده که هنوز قابلیت برگزاری مطلوب یک مسابقه فوتبال را ندارد چگونه می تواند خاسته* به حق جوانان این شهر باشد؟ در حالی که جناب جمشیدی همان روز و بارهای دیگر در گفتگوهای خود اظهار داشته است :

    عملیات اجرایی این پروژه سال گذشته  با اعتبار 6 میلیارد ریال در زمینی به مساحت هشت هزار و 400 متر مربع آغاز شد که شامل برق رسانی و پیاده رو سازی است.

    وی ادامه داد: امروز با افتتاح این پروژه دل جوانان این شهر را شاد کردیم و امیدواریم بتوانیم در آینده  نیز گامهای موثری در سطح استان برداریم. (خبرگزاری مهر)

     

     

    با این تفاسیر چند نکته پیش رو از نکات حائز اهمیت و چالشی است :

    1)  به حق؛ خاسته ابتدایی جوانان این شهر وجود یک نمایندگی اداره جوانان و تربیت بدنی جهت ساماندهی امور است نه افتتاح شتابزده چمنی که پیمانکار در روز افتتاح زمین گوشه ای از چمن را بکند و در محوطه خالی از چمن زمین – برای افتتاح بگذارد.

    2) زمین چمن یاد شده از یک چاه آب حفر شده توسط پیمانکار تزریق میشود که خود یکی از نکاتی تاریک ماجراست.  همگان خوب میدانیم اجازه حفر چاه طی چند سال  اخیر-  بواسطه خشکسالی و عدم تامین منابع آب های زیرزمینی - به هیچ کسی داده نشده است.

    چاه یاد شده میتواند خود یکی از چالشهای جدی اداره جوانان و آب های زیر زمینی باشد. خاه با اجازه مالکین (کشاورزان) همسایه (!!!!!!)  باشد ، خاه بدون رضایت آنها. که در صورت بدون مجوز بودنش جرمی است قابل پیگیری. یادمان نرود که جز با موافقت و رضایت مراجع ذی صلاح ، همسایه ها هم نمیتوانند رضایتی برای حفر چاه بدهند.

    3) استفاده از نیروی غیر تخصصی برای آبیاری چمنی که ظاهرا هنوز بطور قطعی تحویل نهاد تربیت بدنی نشده اما افتتاح شده است ، چالش دیگری است که قابل بررسی است. چه بسا نیروی یاد شده بخاطر عدم دریاف مطالباتش از پیمانکار کشت چمن ، از آبیاری امتناع ورزد. در این صورت آرزو میکنیم کسی باشد که بتواند مطالبات معوقه جناب آبیار (ببخشید نگهبان یا شاید هم نیروی خدماتی با هر عنوانی دیگر) را از پیمانکارش بستاند تا مانع از زیان به زمین شود.

     عدم توجه و نظارت کافی مسئولین ذیربط نتیجه ای جز اعمال زیان به بیت المال - همچون بیمارستان دشتستان - نخاهد داشت.


    پایان نوشت:

    البته یکی از اعضا فعال شورای شهر (خصوصا نرم افزاز واتساپ) مدعی  است این مساله را باید از سران شهر پیگیری کرد.

     نقل قول: لطفا این خبر را برای سران شهر بفرست. وقتی پول سیل بند  از کانون مسجد سجاد سر در میاورد باید اینم حال و روز چمن باشد.

    .. و خودش را از سران شهر نمیداند.

    : اگر بودم جرات نمیکردند هر غلطی که میخوان رو کاغذ بیاورند.

     

    البته هنوز مشخص نیست ایشان با اعضا شورای شهر مشکل دارد یا مسجد!!!! که وای به حال ما اگر قصدش مخالفت با مسجد باشد.




    پ.ن:

    خاسته = خواسته

    بد نیست این رسم الخط جدید را بیاموزیم.



  • نظرات() 
  • برگزاری جشن نیمه شعبان در مسجد امام سجاد شهر شنبه

    159753.png

     

    جشن بزرگ نیمه شعبان به همت کانون فرهنگی – هنری مسجد امام سجاد شهر شنبه برگزار خاهد شد.

      محمد یاقوتی ؛ عضو فعال کانون  در گفتگویی با شنبه دات کام اظهار داشت این کانون با دعوت گروه هنری "نجیرم جوان" از شهر دیر سعی در برگزاری هر چه با شکوهتر این روز میمون دارد.

    ایشان در ادامه صحبت هایشان ضمن دعوت از احاد مردم مومن شهر شنبه ، اجرای مولوی ، میان پرده های طنز ،تقلید صدا و هر آنچه در قالب یک جنگ شادی مومنانه میگنجد را از اهم برنامه های نیمه شعبان در مسجد امام سجاد نام برد.

    وی اظهار امیدواری کرد این کانون بتواند مثل سنوات قبل رضایت مردم را جلب نماید.



  • نظرات() 
  • رویا تیموریان در مراسم افتتاح فرهنگسرای شهر شُنبه

    هنرمند سنیما ،تئاتروتلویزیون کشور گفت:علی رغم تبلیغات فراوان درباره امکانات شهر تهران پایتخت کشور با کمبود سالن برای تمرین واجرای نمایش هنرمندان تئاترروبرو است .

     رویا تیموریان روز یکشنبه در حاشیه کارگاه هنرهای نمایشی در خورموج در گفت وگو با ایرنا افزود: تهران با بیش از12میلیون نفرجمعیت هنوزبا کمبود شدید امکانات هنری ازجمله سالن های تمرین واجرا ی تئاترمتناسب با این جمعیت وسیل مشتاقان به هنر به خصوص هنرنمایش وتئاترمواجه است.

    وی هدف ازسفرخود به استان بوشهررا شرکت درکارگاه اموزشی تئاتردرشهرخورموج و همچنین افتتاح فرهنگسرای شهرزلزله زده شُنبه دشتی که توسط انجمن زنان نیکو کاران مهتاب وموسسه خیریه نیک گامان تهران ساخته وتجهیز شده است اعلام کرد.

    http://media.irna.ir/1393/13930311/81185164/81185164-5732696.jpg


    وی تصریح کرد:پارسال یک نمایشنامه بسیارخوب بنام ایدز که معضل بزرگ اجتماعی است کارکردیم وبعد ازمدت ها سالنی برای اجرای نمایش پیدا نکردیم تا اینکه دراواخرپاییز مجبورشدیم درسالن غیرمتعارف اجرا کنیم .

    تیموریان افزود: استان بوشهردارای سابقه درخشان درزمینه هنرهای نمایشی آئینی وتئاتر است و درجشنواره تئاترمعلولین که دربهمن سال گذشته درتهران برگزارشد و کارداوری آن برعهده من بود یک گروه معلول بوشهری راموفق ترین گروه نمایشی دیدیم واین نشان ازتوانایی واستعدادهای جوانان هنرمند این استان دارد.

    تیموریان به هنرمندان استان بوشهر توصیه کرد همیشه به دنبال امکانات خوب وشهرت نباشند سعی کنید با علاقه و پشتکارزیاد کارکنید، از ظرفیت های موجود نهایت استفاده کنید .

    وی گفت: هنرمندان استان بوشهر با تلاش بیشتروکاروتجربه اندوزی می توانین حرف بسیارزیادی درزمینه هنرتئاتردرکشورداشته باشند.

    بازیگر تلویزیون افزود:تا کنون بیش بیست سریال تلویزیونی کارکرده است که مهمترین وموفق ترین آنها می توان به مجموعه رعنا، محاکمه، مدارس صفردرجه، شب دهم، ریحانه، گمشده و شمس العماره اشاره کرد.

    تیموریان اضافه کرد: تا کنون دهها فیلم سینمایی بازی کرده است که ازنگاه خودش موفق ترین آنها فیلم زندان زنان، قارچ سمی، مرزبانان و دختری ازآسمان است.

    تیموریان گفت: آخرین کار دردرست اجرا بازی درفیلم سینمایی (هیچ خبری نیست ) به کارگردانی مصطفی شایسته است که ازبیستم خردادفیلمبرداری آن آغازخواهد شد.

     



  • نظرات() 
  • نمایشگاه فرهنگی- هنری کودکان زلزله زده شهر شنبه در بوشهر

    hgYk6Tz.jpg

    نمایشگاه فرهنگی- هنری کودکان زلزله زده شهر شنبه در بوشهر

    مکان: موزه جهاد دریایی

    زمان: 5 الی 10 خرداد




  • نظرات() 
  • + آیا می دانید :

    بهتره با تاربخ شهر "شنبه" اشنا بشین و بدونین چی بوده و چی هست:

     

     

     + آیا میدانید :

      سبک شروه خوانی "گرده" شمبه ای از اصیل ترین و موردپسندترین انواع شروه است؟ 

     مبدع این سبک ملا محمد طاهر آزمون (مطّارو) بوده است.

     

    + آیا میدانید : 

    کوه کارتنگ (کرتنگ) نزدیک به 3000متر ارتفاع دارد؟

     

    + آیا میدانید : 

    شبهای پر از ستاره و شب نشینی های معروف شنبه زبانزد بوده است و مردم روستاهای مجاور برای شب نشینی به شنبه می امده اند؟

     

    + آیا میدانید :

    برترین شاعران گذشته استان (فایز/ محمدخان دشتی/مفتون ) ساکن شنبه بوده اند؟

     

    + آیا میدانید :

    پهناورترین دهستان و بخش از شهرستان بخش شنبه و طسوج است؟

     

    + آیا میدانید :

     طی دوسال متوالی برترین کتابخوانهای کشور (ابراهیم و غلامرضا ابراهیمی) شمبه ای بوده اند؟

     

    + آیا میدانید : 

    شهر شنبه دارای قدیمی ترین و طولانی ترین قناتهای استان و کشور (یادگار دوران ساسانیان) می باشد؟

     

    + آیا میدانید : 

    شهر شنبه به واسطه آبادانی میزبان اهالی زنگبار و خیلی دیگر از کشورهای آفریقایی برای ارتزاق بوده است؟

    (منبع تجارت برده در جنوب ایران)

     

    + آیا میدانید :

    از بهترین و امن ترین محل بارانداز کاروانها به جنوب کشور  روستای شنبه بوده است؟

     

    + ایا میدانید :

    بروایت ابن بلخی مورخ قرن چهارم (که خود مامور مالیات حکومت وقت بوده است) "شنانا" نام قدیم شهر شنبه بوده است؟

    ایشان در آنزمان برای گرفتن مالیات به شنبه می آمده است. 

     

    + آیا میدانید : 

    در جغرافیای حافظ ابرو (قرن هشتم) از نام "شنابا" برای معرفی شهر شنبه استفاده شده است؟

     

    + آیا میدانید :

    نام (شوم به) بمعنی شام یا (شب بهتر) است که برای آسمان صاف و پرستاره (شنبه) اطلاق میشده و بتدریج. به نام فعلی تغییر یافته است?

     

    + آیا می دانید :

    جدا از نامهای ذکر شده بالا برای معرفی شهر شنبه از نام (شوم ده) نیز استفاده میکرده اند؟

     

     

    همشهری عزیز به شمبه ای بودنمان ببالیم.

    زنده باد شنابا

     

    در شماره های اتی بمعرفی شخصیت های بزرگ و اماکن دیدنی خواهیم پرداخت. شما نیز یاریمان کنید.

     



  • نظرات() 
  • خبر

    شرمنده م از اینکه کمتر مجال نوشتن برای شما نازنینان می یابم. خیلی حرف برای گفتن دارم ... دعا کنید بتونم برگردم و نوکریتونو بکنم.

    اینبار آمده ام با دو  سه خبر گرم و تازه

    1- مجموعه شعر حنجره های سرخ (عاشورایی) سایت شعرانه داره آخرین مراحل چاپشو طی میکنه .

    2- مجموعه شعر "چیزی شبیه دلتنگی" خودم رو دادم برا مجوز

    3- ترانه "مادر" سروده  "غلامرضا ابراهیمی" بزودی با صدای خاننده خوش صدای جنوبی "مجتبا الیاسی" منتشر میشه

    4 -دارم یه قرارداد میبندم با ...




  • نظرات() 
  • شاید اینبار "موسوی" سکان هدایت شهرداری را بعهده بگیرد.

    علیرغم مخالفت غالب اهالی شهر و عدم اقبال عمومی با گزینه غیر بومی برای انتخاب شهردار به نظر میرسد بزودی باز هم فردی غیر بومی این مهم را عهده دار باشد.

    آقایان موسوی ، باخدا و شایان ( بوشهر ،دشتستان و آبپخش) از نهایی ترین گزینه های انتخاب اعضا شورای شهر برای جلوس بر کرسی داغ شهرداری هستند. که به نظر میرسد موسوی از بیشترین اقبال بین اعضا برخوردار باشد.

    انتظار میرود اعضا محترم شورا با دیده باز به این انتخاب مهم دست یابند و یادشان باشد - در این قحط الرجالی - مبادا اینکه باز هم شهردار خارج از شهر سکونت داشته باشد  .

     



  • نظرات() 
  • اولین برنامه رادیو اینترنتی "صدای شنابا" منتشر شد.


    اولین برنامه رادیو اینترنتی "صدای شنابا" منتشر شد.


    صدای شنابا ، کاری از رادیو اینترنتی شعرانه

     

    همکاران این شماره:

    گوینده : نادر ملک زاده

    نویسنده متن و تدوین: نیلوفر جهانگیر

    تهیه کننده: فرشید ابراهیمی

    و

    سپاس از زحمات مریم اصلانی

     

     

    پ.ن:

    شنابا نام قدیم شهر شنبه ،زادگاه مدیریت سایت می باشد.

    لطفن برای دانلود برنامه ردایویی روی تصویر بالا کلیک کنید.

    صدا و شعر ، پیشنهاد و یا انتقادتان را برای ما بفرستید.

    info@sherane.com




  • نظرات() 


  • شعرانه، سایت تخصصی شعر ایران و جهان


    سلام ای شُنبه ای شهرجنوبی
    بـهـشـت آرزوهـا ، مهـد خـوبــی
    به بــزم دل ربـایـی هـای نـابـت
    کند دل دست افشـان ، پایکوبی
    ...................................
    پیام رسان وبلاگ
    10009176669227

    فرشید ابراهیمی


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :