تبلیغات
شُـمبه ای ها (شُنبه ای ها)

شُـمبه ای ها (شُنبه ای ها)

Shanaba - Shanana

غلامرضا ابراهیمی موفق به کسب مقام برتر جشنواره ملی در طواف حریم شهادت شد.‏

 

ششمین همایش ملی در طواف حریم شهادت در خرمشهر به مدت دو روز برگزار شد...
 

ششمین همایش ملی در طواف حریم شهادت در خرمشهر به مدت دو روز برگزار شد این همایش به دانش آموزان و فرهنگیان سراسر کشور اختصاص داشت و از برگزیدگان تجلیل بعمل آمد.

در این جشنواره غلامرضا ابراهیمی شاعر بوشهری موفق به کسب مقام برتر این جشنواره شد.‏

 



  • نظرات() 
  • هیچ چیز نمی تواند حلقه حلقه ی خرد و شعور ابدی میانمان را بگسلد.

    وقتی که هر بیراهه راهی به درک باشد

    هم راه بیراهه مسیری مشترک باشد

    مثل سراب آیینه ی دوز و کلک باشد

    دیگر چگونه میتوان با عقل ثابت کرد

    که این جهان نسبتن هستی، هدف دارد

    ( حمید چشم آذر/کرج)

     

    اهالی ادبیات؛ شهر شُنبه را با خون عجین شده ی شعر و شیدایی در رگ های مردمانش می شناسند آن هم با حضور حداکثری (در قیاس با شهرهای دیگر به نسبت جمعیت) در محافل شعر و شروه و همدلی...

    فکر نمیکنم تا زنده ام شب شعر اربعین قربانیان زلزله شهرم را فراموش کنم..

     وقتی که هیچ کس خانه و منزلی نداشت تا ولو برای اندک لحظاتی  درب آن را قفل کند و به این مجلس ادبی بیاید .

     و ما سخت نگران خجلت از حضور شاعران میهمانی بودیم که از مرکز کشور و جای جای استان بوشهر خودجوش آمده بودند تا زخم های سیمانی مردم شهرم را التیامی باشند.

    "خدای من نکند کسی نیاید و ..."

    نیم ساعت مانده به شروع مراسم باز هم تعداد اندکی -که میشد با انگشتان دست شمردشان- چادرشان را رها کرده آمده بودند.

    با دلهره مراسم شروع شد و مردم فهیم شهرم آمدند ، آمدند ، آمدند ... آنقدر که دعا کردم کاش مراسم خوبی برگزار شود و مردم با رضایت خاطر مجلس را ترک کنند.

    سعید بیابانکی(تهران/اصفهان)، حمیدرضا سلیمانی(مرکزی/اراک) ،محمد رضا هاشمی زاده (خورموج) ، محمد مصدق (دشتستان) و.. و ..و... مبهوت مانده بودند که چگونه این خیل مشتاق ادب دوست -در آن شرایط پریشانی و بدون حصاری خانه هایشان- آمده اند .

    کسانی که هنوز پنج انگشتشان بوی گورهای دسته جمعی شهرم میداد.

    میهمانان، هیچ شهری را اینقدر مشتاق ادبیات و شعر ندیده بودند..

     آن شب برای لحظاتی یادم رفت شهرم ویران شده و با غرور در جواب گفتم؛ همه ی مردم شهرم شاعرند و شعر دوست..

    آآآآی که آن شب چه شبی بود..

     وقتی ساعت دو بامداد آنها را به بوشهر برای اسکان بردم تا حوالی شهر خورموج فقط و فقط پیرامون جمعیت مشتاق گپ می زدیم.

    آه ه ه ...

     

    بهتر است اصل مطلب را بنویسم!

    "شب شعر حلقه طنازان" اخیر شهرم به هر مکافاتی بود با همت آنهایی که وظیفه شان جز ارادت و دلدادگی به مردم نبود تمام شد.. 

    ایمان دارم چون همیشه های جاری به خودشان هم می بالند!!!

    مراسمی که شاهد حضور حداکثری مردم بود تا شرمندگی اش بماند برای کسانی که "صدای تهی طبلشان بلند و نخواستند  این همدلی را ببینند!!!


    این نوشته نه بیانیه است (تاکید میکنم) و نه دفاعیه...

     

    مردم فهیم شهرم

    ادب دوستان و شاعران همیشه گمنام دیارم "شنابا"

    بزرگوران حاضر و غایب محفل دلبرانه ی دیشب!

    ... به هوش باشیم که یک عده "گرگ در لباس گوسفند" سعی دارند بنا به سواد اندک و کج فهمی خودشان ، شما را نیز متهم به نادانی و عدم سواد ادبی کنند.

     همین تعداد انگشت شمار از آنجا که هیییچ مطالعه ای ولو اندک پیرامون جریانات پیشرو شعر و ادبیات چند دهه اخیر ندارند، معتقدند "طنز" و نقد اجتماعی عبور از خطوط قرمز دین و انسانیت است و هیچ نمیدانند جریان های پذیرفته شده همسو با مردم (طنز تلخ یا "تلخند" / پست مدرن "انتقاد به وضعیت موجود" و...) چقدر در راستای اصلاح امور و فرو پاشی هاله کاذب پیرامون اهالی میز و شعار است.. و چقدر قهوه قند پهلوی طنز همه گیر و مورد پسند دل های مشتاق افتاده و می افتد..

    اینان سعی دارند با بزرگ و البته سیاه نمایی، بعضی از اشعار طنز خوانده شده دیشب را جسارت آمیز تلقی کنند تا مردم فهیم ما مثلن ندانند خطاب شاعر یا نویسنده کمبود امکانات رفاهی یا پزشکی یا هر چیز دیگری است و شهر از فقر مسوول دلسوز بومی رنج میبرد!!! 

     اینان یادشان رفته جای چه کسانی ...

    والا همه میدانیم شهرمان 

    نه بانک دارد

    نه دیوار

    نه عابربانک

    نه پزشک

     و نه...

    کاش همین افراد تند رو و لمپن کمی هم به لایه های پنهان این ابیات طنز نگاه کنند و بدانند فهمشان چقدر محدود است!!!!

    بهتر است سخن را به درازا نکشم.

     

    عزیزانِ دیارِ محرووووم از همه چیز من!

    به هوش باشید و آگاه که همین "دلقک بازان زمان " شور و شعورتان را به بازی نگیرند...

    و باز یادم نرود بنویسم اینجا دیار شنبه، دیار مردان مرد ، دیار شیر مردان و شیر زنانی است که همه شب با عشق مشق خرد و ادب و مهرورزی دارند.. 

    و هیچ چیز- حتا زلزله و ویرانی- نمی تواند حلقه حلقه ی خرد و شعور ابدی میانشان را بگسلد تا چه رسد به این عطسه های گاه و بیگاه که مردم به آن "هرزگی بی سبب " میگویند...

     

    با احترام و مهر

    فرشید ابراهیمی 

    دوم اسفند ماه سال 1393

      



  • نظرات() 
  • گزارش تصویری شب شعر طنز شهر شنبه

    حضور مثال زدنی مردم و استقبال از محافل ادبی

    شاعران مدعو و لبخند رضایت مردم

    حمید زارعی - مجری

     مهدی جهانبخشان - طنز نویس

    مجید عابدی - شاعر

    فرید میرشکار - معاون حوزه هنری بوشهر

    سید اسماعیل بهزادی - شاعر

     

     غلامرضا ابراهیمی (بغض خفته در گلو) - شاعر

     کاظم عارف - شاعر

     

    احمد منصوری - شاعر

     



  • نظرات() 
  • موفقیت قرآن‎آموزان شهر شنبه در مسابقه کشوری تفسیر نورالهدی

    محمدجواد احمدی‌منفرد صبح امروز در دیدار با مدیران تبلیغات اسلامی دشتی با اعلام این خبر افزود: در پی اعلام خبرگزاری فارس: موفقیت قرآن‎آموزان دشتی در مسابقه تفسیر نورالهدینتایج مسابقه نورالهدی 7 تعداد 13 نفر از شهرستان دشتی در این مسابقه حائز کسب رتبه شدند. -

    مسئول کانون قرآن اداره تبلیغات اسلامی شهرستان دشتی گفت: این مسابقه به‌صورت همزمان با شرکت 9 هزار نفر 14 آذر در سراسر کشور در دو رشته یک جزء 21 و سه جزء 21، 22 و 23 برگزار شد.

    وی با اشاره به آمار شرکت‌کنندگان در این مسابقه بیان کرد: شهرستان دشتی با شرکت 175 نفر در این مسابقه برای سومین سال پیاپی حائز کسب رتبه نخست استانی شد.

    احمدی، زهرا غریبی، آذر منصوری‌فرد، افسانه شریفی بهلولی، زهرا ابراهیمی، زکیه حیدری، افسانه رضایی، سیده‌رقیه پورفاطمی، فاطمه فولادی و آقایان محمود حیدری، داریوش رزمی، محمد کردوانی، حسین آبدونی و ابوالفضل رمضان‌زاده را از برندگان این مسابقه ذکر کرد.

    وی یادآور شد: چهار نفر از این افراد کسانی هستند که از مناطق زلزله‌زده بخش شنبه و طسوج و روستاهای محروم درویشی و باغان در این مسابقه شرکت کرده اند.منبع: فارس

    محمدجواد احمدی‌منفرد صبح امروز در دیدار با مدیران تبلیغات اسلامی دشتی با اعلام این خبر افزود: در پی اعلام نتایج مسابقه نورالهدی 7 تعداد 13 نفر از شهرستان دشتی در این مسابقه حائز کسب رتبه شدند. - See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931025000275#sthash.k5U7eIeL.dpuf



  • نظرات() 
  • فرشید ابراهیمی: بارها با شعر "من هم می میرم" سلمان هراتی اشک ریختم

    شهرزاد آل شمس: دنیای مجازی هرچقدر هم که بد باشد ، خوبیهای بینظیری هم دارد. یکی از خوبیهایش آشنایی با کسانی است که شاید هیچگاه موفق به دیدنشان نشوی. راحت و بی دغدغه پای حرف هایشان می نشینی، گپ می زنی، صدایشان میشنوی و...
    در یکی از گروههای ادبی (آسمان) با فرشید ابراهیمی -مدیر سایت شعرانه - آشنا شدم  .شعرهایش را می نوشت و... . وقتی پیشنهاد همکاری در بخش گفتگو سایت را داد پذیرفتم و به بهانه انتشار محموعه شعر "حنجره های سرخ" او، اولین شماره گفتگو را به خودش اختصاص دادم.


    درود به جناب ابراهیمی گرامی
    سپاس از اینکه دعوتم رو پذیرفتید
    درود بر تمامی عزیزان جان و یاران همراه ، در خدمت شما هستم

    جناب ابراهیمی اگه ممکنه یه بیوگرافی از خودتون ارائه بدید تا دوستان باهاتون بیشتر آشنا بشن.
    فرشید ابراهیمی هستم ، متولد و ساکن بوشهر ، سی و چند ساله ، مدیر سایت شعرانه
     
    اگه ممکنه در رابطه با سابقه ی کارتون در زمینه ی ادبیات هم توضیح بدید.
    چند سالی هست که آواره ی کوچه های شعرم
    و سه ساله که به صورت جدی در این زمینه فعالم

    خودتون حس می کنید چه چیزی باعث شد که وارد عرصه ی شعر و ادبیات بشید؟
    (با لبخند) رفیق بد
    خانواده و خویشاوندانی که همگی اهل شعر و ادبیات بودند.

    بسیار هم عالی ، شاعر مورد علاقه شما کیه؟
    بی هیچ تعصبی : منوچهر آتشی

    در شعر و شخصیت منوچهر آتشی چه چیزی دیدید که او رو از بقیه متمایز می کنه؟
    آتشی کسی است كه در خود بودن و برای خود بودن را نمی پذیرد و دراین راه نوشتن نقد بر دفترهای شعر شاعران جوان، بررسی آثار بزرگان شعر معاصر، ارائه ی سخنرانی و پرسش و پاسخ و شعرخوانی را دستور كار خود قرار می دهد.بارزترین خصیصه ی شعر آتشی "فردیت زبان" اوست.شعر برای او نوعی اعتراض است. هنجارشکنی و بومی گرایی نه چندان صرفی که در همه ی اشعارش نمود دارد. برای مثال: شعر "ظهور" و شخصیت "عبدوی جط" او توی همین شعر.
    از نظر آتشی رسیدن به زبان مستقل و پیچیده، دست یافتن به وسیله ای است كه برای خدمت به شعر پرورانده شده است؛ ولی وسیله ای است كه به شعر موجودیت می بخشد و خود از بین می رود.(محمد علی محسنی فرد)
    به گفته یکی از اساتید: آتشی قبل از هرچیز سعی دارد خواننده را مجاب كند كه شعر كار است.
     
    تأثیرگذارترین شعری که خوندید و تأثیرگذارترین آهنگی که شنیدید چی بوده؟
    شعر "من هم می میرم" از سلمان هراتی
    ترانه "دوستت دارم" از نات کینگ کول Nat King Cole

    به نظر شما چرا در شعر امروز، زبان امروز و اشیا و...  کمرنگ هستند. به عنوان مثال واژه ی جرثقیل در شعرهای امروزی زیاد مورد استفاده قرار نمی گیره و یا اینکه هنوز هم "باد صبا" پیام آور است و نه وسایل ارتباطی امروزی... دلیل کاربرد کمتر این قبیل واژه ها رو در شعر امروز چه چیزی میدونید؟
    طبیعی است که هر شاعر و هنرمندی، هنر خود را با استفاده از اجزا و مواد فرهنگ و ملیت خود عرضه می­کند.با جستجویی کوتاه در مجموعه شعرهای شاعران معاصر، ملاحظه می­شود که هر یک از شاعران به نحوی از این المان ها - اگرچه کمرنگ- در شعر خود استفاده کرده­ اند. تصور می کنم این مسئله به ناباوری شاعران مربوط باشه و اینکه شاعران امروزی فکر نمی کنند که "شعر باید از جنس زمان باشد." شاید هم باور نمیکنند وارد عصر مدرنیته و ماشین شده اند.
    بسیاری از افراد هنوز حافظ و سعدی را برترین شاعران تمام قرون می دانند.

    حنجره های سرخ از کجا آمد؟
    دو سال پیش که فراخوان سوگواره عاشورایی در سایت شعرانه برگزار و منتشر کردیم ، هیچ وقت فکر نمیکردیم بتوانیم به وعده مان - چاپ منتخب اشعار دریافتی - عمل کنیم. اما مدد مولا باعث شد نه تنها استقبال خوبی از سوگواره بشود و به 5 شاعر برگزیده سوگواره نیز صله بدهیم. بلکه بتوانیم ماحصل آنچه وعده داده بودیم را ارائه و منتشر کنیم.
    این مجموعه شامل 84 صفحه شعر از 65 شاعر برتر آیینی کشور است.
    بی انصافی است اگر از حامی مالی سوگواره (از ابتدا تا چاپ و انتشار کتاب) قدردانی نکنم. یا تشکر نکنم از داوارن خوب این سوگواره (حیدر منصوری - غلامرضا ابراهیمی - پاییز و مهدی رحیمی)


     اگر قرار بود اهل بوشهر نباشید؛ دوست داشتید اهل کدام شهر باشید؟
    روستایِ کناریِ بوشهر
    اگر بخواهم دقیق تر بگویم من متولد شهر "شُنبه" هستم.

    بیشتر در چه قالب و یا قالب های شعر می نویسید؟
    خب به اقتضای جنوبی بودنم با دوبیتی و رباعی شروع کردم ولی در حال حاضر بیشتر "سپید" می نویسم.

    اگه ممکنه چند نویسنده ی داخلی و خارجی مورد علاقه تون رو بهمون معرفی کنید. (به همراه  ذکر اسامی کتاب هایی که از اون ها خوندید و بیشتر پسندید.)
    با کمی تعصب و البته انصاف "محمدرضا صفدری"  با کتاب "سیاسنبو"
    به جرات او را برترین داستان نویس بومی گرای ایران می دونم.
    "منیرو روانی پور"  با کتاب های "کنیزو" و "کولی در آتش"

    "آلفرد هیچکاک" با کتاب های " الو اینجا پلیس" و "پنج گانگستر"
    "تیم اوبرایان" با کتاب های  "جوراب شلواری" و "در تعقیب کاچیاتو"
    "ارنست همینگوی" با کتاب "پیرمرد و دریا"
     
    دوست داشتید قهرمان کدام کتاب بودید؟
    دوست داشتم "شیرمحمد" در کتاب "تنگسیر" اثر "صادق چوبک" باشم.

    کارگردان های مورد علاقه شما چه کسانی هستند؟
    از بین کارگردان های ایرانی مجید مجیدی رو بیشتر می پسندم به دلیل عاطفه ی قوی و اینکه موضوعاتی که در فیلم هاش به اون ها پرداخته میشه بکرتر هستند.
    از بین کارگردان های خارجی، مایکل.ار.راسکام با فیلمی به اسم قطره

    شعری هست که خونده باشید و به همراهش گریه کرده باشید؟
    بارها با شعر "من هم می میرم" سلمان هراتی اشک ریختم.چون از جایگاه شغلی همه ی انسان ها میگه و می رسه به پوچی جایگاه شاعر (...پس دو روز بعد / درستون تسلیت روزنامه / زیر یک عکس 3*4 خاهند نوشت / ای آنکه رفته ای چه کسی سطل های زباله را پر میکند؟)  و پیش بینی مرگش!!

    بهترین تعریفی که می تونید از شعر داشته باشید چیه؟
    شعر از بهترین گونه های هنر هست. در واقع احساس ناب و بارش واژه هاست.

    نوستالژی منطقه ای که در اون زندگی می کنید تا چه میزان روی شعرتون تأثیر داشته؟ و فکر می کنید بازتاب بومیت اون منطقه چقدر می تونه به شعر شما کمک کنه؟
    در عرصه­ ی ادبیات، بسترگاهِ پربسامدِ این فرایند روانی را ادبیات معاصر و مکتب شعری رمانتیسم تشکیل می­دهد؛ زیرا مهمترین اصول این مکتب، طبیعت گرایی، آزردگی از محیط و زمان فعلی و گریز به بازآوری خاطرات خوش گذشته است. لذا همین اصول مهمترین انگیزه­ ی شاعر و یا نویسنده­ ی معاصر می­شود تا شعر و یا نوشته­ ی خود را به سمت و سوی غربت ­زدگی، حسرت، و دلتنگی سوق دهد و از این اصول به عنوان یک اندیشه­ و مضمون شعری پیروی نماید.
    اصلاح نوستالژی یا غم غربت، به عنوان یكی از رفتارهای ناخودآگاه انسان، همواره بر محتوا و شیوه ی بیان شاعران، تأثیر فراوانی داشته است. این پدیده در شعر شاعرانی كه احساسی قوی تر دارند، ظهور و بروز بیشتری دارد.
    شهر و دیارم که خودش زاده ی درد ه. پس بیشتر به عصیان فکر می کنم و خواهان چیزی فراتر از اون محرومیت هستم.
    چون در حوزه ی خبر هم فعالیت دارم؛ سعی می کنم مشکلات رو بیشتر از طریق اون حوزه بیان کنم ولی در هرصورت ،گریزی هم از اون زخم ها نیست. در هر حال خودم نمی توانم به خوبی میزان تأثیرگذاری این دردها روی اشعارم را ببینم.البته ، قضاوت دیگران مهم تره.
    شور و اشتیاق بازگشت به گذشته و دوران كودكی و عشق به عالم ماورا از نتائج این احساس مشترك است كه در شعر  شاعران به وفور یافت می شود. من هم - اگر خودم را شاعر بدانم - از این قاعده جدا نیستم.


    وقتی زبانت
    زخم خیزرانی شهر را
    بر سرم ویران کرد
    قلبم تیر کشید
    .
    .
    .
    .
    اینک اما
    قلب زمین را
    در همهمه گریه ها یش
    خواهیم درید
    ما ایستاده ایم
    به روشنی همین کلام
    به روشنی همین کنج و پستو
     
    خواب هایمان پر از پرتگاه
    بیداریمان پس لرزه
    نام من "بم"
    "ورزقان"
    شهر من "شنبه"
    چکمه پوش ها
    هرچقدر هم بخندند
    مااا شرافتمان را
    به هیچ یونیفرمی نخواهیم فروخت.
     
     
    به جز شعر در حوزه ی هنری دیگری هم فعالیت دارید؟
    بله. خبر و وبلاگ نویسی

    چقدر به جنبه ی جهانی شدن و ترجمه پذیری اشعارتون دقت می کنید؟
    متاسفانه جدیدا که به فعالیت ترجمه مشغول شده ام متوجه شدم که شعرهام کمتر ترجمه پذیر هستند. بازی های زبانی در شعر، آن را از قابلیت ترجمه پذیری و جهان شمولی دور می کند.

    فکر کنید این شعر با چه ترجمه ای حس شاعر را می رساند: زیبایی تو کار دستم می دهد / کارد دستم می دهد...

    هرچند حدود ترجمه ناپذیری شعر از مباحث عمده در مطالعات ترجمه است. "رابرت فراست" معتقد است آنچه در ترجمه شعر از بین میرود خود شعر است. اعتقاد راسخ "رومن" یا "کوبسن" بر این است که شعر صراحتا قابل ترجمه نیست، و "شلی" نیز اساسا به ناممکن بودن ترجمه شعر عقیده دارد. از طرف دیگر، برخی از دانشمندان نیز استدلال می کنند که تمام معانی همیشه قابل ترجمه است و هر چه در یک زبان قابل بیان باشد به زبان دیگری نیز قابل انتقال خواهد بود.

    کدام یک از این شاعران رو بیشتر می پسندید؟ ادونیس/ شیمبورسکا /بوکوفسکی
    ادونیس رو بیشتر می پسندم. کارهای کوتاه و بلند خوبی ازش خوندم و بعد از اون شیمبورسکا که کارهاش رو از زبان مترجم های متعددی خوندم.

    چقدر با جریان شعری "علی باباچاهی" موافق هستید؟ و از نظر شما آیا زبان خاص او در طول زمان رشد و گسترش پیدا خواهد کرد و یا گم خواهد شد؟
    از نظر من "مطفاوت" بودن اشعار "علی باباچاهی" اگر چه خوب اما ، چندان جالب نیست. پیچیدگی و رو نبودن خوب هست ولی ترجمه ناپذیری و همه فهم نبودن و فرار بودن جزء نکات منفی شعر باباچاهی هستند.شما چند نفر را سراغ دارید بیش از یک شعر از باباچاهی را حفظ باشند. من که حفظ نیستم.
    از ویژگی‌های شعر او جسارت آوانگاردی است که در دو سطح خود را نشان می‌دهد، یکی در گزارش‌های تندی که در شعر او می‌بینیم و دیگری در ترکیباتی غنی که در شعر او وجود دارد که قابل احترام و اعتناست.
    اما خب او جایگاه خودش را دارد و همینکه "دیگرگونه" فکر میکند یعنی شاعر کاربلدی است.
    من تصور می کنم این جریان برای ریشه دواندن در ادبیات نیاز به بسط و البته تا حدودی ساده نویسی بیشتری دارد.

    جناب ابراهیمی بزرگوار در پایان از شما سپاسگزارم که وقتتون رو در اختیار ما قرار دادید و برای شما آرزوی موفقیت و شاعرانگی روزافزون دارم.
     
     من هم از شما سپاسگذارم.
     
     
     
     
     



  • نظرات() 
  • راهی که مسدود شد(!!!)

    جناب آقای عبدالله عباسی وحدت

    (ریاست محترم شورای اسلامی شهر شنبه)

     

    با سلام

    این نامه را برایت سرگشاده مینویسم ؛ چرا که میدانم ممکن است پس از انتشارش -باد- بال قبای خییلی ها را بوزد.

    خودت و الحمدلله بقیه همکارانت در شورای شهر خوب می دانید که ورزش فوتبال ؛ "عضو" جدا ناشدنی "تن" جوانان شهرمان شنبه است. اگرچه هیچ گاه -بجز موارد معدودی- سعی نشد این عضو حیاتی و مفید را "تنومند" کنیم.

    حضرتعالی خوب میدانی سالهاست این رشته ورزشی بیشترین دلمشغولی خرد و کلان است و دغدغه هایش تمام ناشدنی است.

    خوب بخاطر دارم و دارید اینکه؛ حداقل در کنار سه نفر از شما دوستان فوتبالیم، من هم لگدی به این توپ گرد زده ام. حال بماند اینکه با شما رفیق یا رقیب بقیه بوده ام. هرچه بوده مایه خرسندی است.

     پس فکر میکنم من هم حق دارم دلتنگی و دغدغه داشته هایمان را داشته باشم یا بیم آنکه همین "اندک" مان نیز از کف برود.

    بهتر است نه سفسطه ببافم و نه اطاله کلام کنم.

     

    ... این روزها بیشتر از هر وقت دیگری ، زمین فوتبال قدیمی شهرمان که باعث یادگیری و رشد چند نسل از اهالی فوتبالمان شد نیازمند توجه بیشتر من و شماست.

    اینک زمین (شماره دو) شهرمان مهجور افتاده است بین دو زمین کشاورزی نیمه متروک و بعضا رها.

    مهجور نه به معنای اینکه زمین کارایی نداشته باشد بل اینکه راه عبور و ورود هرگونه وسیله نقلیه اش را مسدود کرده اند.

    مالکین یا سرپرستان زمین های کشاورزی دوسوی جاده مشخصند؛ من فکر نمیکنم این جنابان تعمدی در تخریب یا مسدودی راه داشته اند.چرا که هر دو خود، خانواده ای ورزشی دارند.

     اما چیزی که مهم و اساسی است عدم توجه شان به بازسازی حصار و محدوده است چرا که باعث مسدودی راه و رنجش خیلی از ورزشکاران شده اند.

     راهی که روزگارانی بس طویل - به هنگام مسابقات- محل تردد انواع وسایل نقلیه سبک و سنگین بود ، اینک مسدود و تخریب شده است.

    کاش بشود حضرتعالی یا دیگر همکارانتان ، بانی خیر شوید و با رایزنی و گفتمان گره ی از این مشکل ساده را بازگشایی کنید.

    پیش از اینکه راه برای همیشه مسدود و زمین متروک شود. شک نکنید روزگاری زمین شماره دو (مورد بحث) حیاتی تر از فعل خاهد بود.

    بیشتر وقت گهربارتان را نمیگیرم.

     

    ورزشکار باشید و سربلند

    فرشید ابراهیمی

     



  • نظرات() 
  • مدیرکل آموزش و پرورش استان بوشهر- جناب آقای حصیری

    مشاور جوان و طراح طرح 77 جناب آقای شعرانی

    رییس اداره آموزش و پرورش شهرستان دشتی

    بخشدار بخش شنبه و طسوج - هادی اخلاقی

    و...

     

    محرومیت یعنی اینکه بعد دوسال شعار و مانور تبلیغاتی روی نام مدارس زلزله زده، تنها مدرسه دخترانه شهر شنبه غالب معلمانش مرد باشند.

    یعنی اینکه دختر بیچاره ی تازه بالغ ، سوالات شرعی زنانه اش را نتواند از دبیر دینی (مرد)ش بپرسد.

    (حال اینکه این دبیر محترم مرد تخصصش هم علوم تجربی باشد که به کنار)

     

    جناب حصیری یادمان نرفته است چند بار دبستان شهید رجبی شهر شنبه را به بهانه حمایت از مردم زلزله زده افتتاح کردید.

    یادتان هست مهرماه سال گذشته هنگام ورود سرپرست وزارت آموزش و پرورش دبستان شهید رجبی شنبه را مقابل دوربین های خبری و تلوزیونی افتتاح کردید؟

    افتتاح دوباره در مهرماه امسال این دبستان دیگر چه صیغه ای بود؟

    (محض یاداوری بقیه میگویم که این دبستان بخاطر زلرله تخریب نشده بود بلکه به دلیل فرسودگی آذرماه سال 91 - پنج ماه قبل از زلزله فروردین 92 - به منظور بازسازی تخریب شده بود. و افتتاح فورس ماژول و طرح چند فوریتی از جانب شماها هیچ وقت صورت نگرفته بود)

    قحط الرجال بودن (ببخشید منظور خانم های معلم است) چرا باید فقط در مدارس دخترانه شهر شنبه نمود پیدا کند؟

    حضرات عظام آیا خود شما حاضرید دخترتان را به مدرسه ای بسپارید که غالب معلمانش مردند؟ 

    آقای معلم کالو ؛ آیا نمیشود طرحی برای اینگونه تبعیض ها هم نوشت؟ محرومیت فقط در مدارس زیر ده دانش آموز نیست.

     آقایی که در مراسم معارفه ات آن الم شنگه به پا شد و امام جمعه ... ، چرا هیچ فکری برای این اتفاق نمیکنید؟

    بخشدار محترم چرا شما در برابر این ننگ سکوت کرده اید؟

     شورای شهرمان هم که الحمدلله مشکلات خودشان را دارند و احتمالن فرصت پرداختن به مقوله را ندارند. 

     

    پیشاپیش بخاطر اطلاعات ناقصم پوزش میخاهم.

     



  • نظرات() 
  • آقای بخشدار! از کی تا حالا گنبد نمکی جاشک جزو بخش شنبه و طسوج شده است؟

    به گزارش خبرگزاری فارس از دشتی، هادی اخلاقی ظهر امروز در حاشیه بازدید معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری بوشهر از بخش شنبه و طسوج گفت: بخش شنبه و طسوج دارای ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های بسیاری در زمینه گردشگری است که باید با برنامه‌ریزی دقیق این پتانسیل‌های گردشگری مطرح شود.

    بخشدار شنبه و طسوج افزود: بخش شنبه و طسوج دارای آثار تاریخی زیادی از جمله (1) تپه‌ها، دیدبانی، آسیاب‌های آبی، ذخیره‌گاه درخت آکاسیکاآلپیدا، قنات‌های فعال و گنبد نمکی دشتی (2) است.

    وی ادامه داد: یکی از آثار طبیعی که ثبت شده، گنبد نمکی دشتی است که در ضلع جنوب شرقی بخش شنبه و طسوج واقع شده است.

    ...

     

     شمبه ای ها:

    1- امیدوارم در معرفی نکردن قلعه داراب خان شهر شُنبه (که سال 1383 ثبت ملی شده است) ، قلعه و حسینیه رزم آباد و ... بعنوان مکان دیدنی و گردشگری،  تعمدی صورت نگرفته باشد.

    آقای محترم بر شمردن نکات دیدنی و گفتن از به اصطلاح برخی ها کفایت می کند؟

    2- غالب اهالی متعصب شهرستانهای دشتی و دیر بر سر گنبد نمکی جاشک که جزو کدام شهرستان می باشد ، مجادله دارند. اینکه گنبد نمکی دشتی خواندن صحیح تر است یا گنبد نمکی دیر؟

    اینک با افاضات جناب بخشدار؛ ریشه این اختلاف خشکانده و مشخص شد این گنبد نمکی در محدوده بخش شنبه و طسوج بوده و دعوی اهالی دیر بس نا صواب.

    بخشدار مچکریم.

     



  • نظرات() 
  • در چشم فرات طرح ماه افتاده است
    یک مشک و دو دست بین راه افتاده است

    این ریخت زمین و ان شد از شانه جدا
    مولای عطش به اشک و آه افتاده است...

     
    فرشید ابراهیمی: مجموعه شعر منتخب سوگواره عاشورایی «حنجره های سرخ» سایت شعرانه (91) بزودی منتشر و در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.

     بررسی و انتخاب آثاری که در قالب شعر ارائه می شوند، کاری بسیار سخت و طاقت فرساست مخصوصا اگر قرار باشد شاعر در زلال کلمات معنوی خویش، واژه واژه دلش را به آستان مقدس و نورانی خاندان وحی ببرد. بر این اساس  فراخوان "حنجره های سرخ" که دعوتی به این زلالی و پاسخی بود به همه ی معنویتهای پیدا و پنهان  حاصل از این سرایش ها از این سختی و زفتی دور نبود و از آنجایی که انتخاب بهترین ها در میان آثاری که همه به نوعی بهترین بودند یا هستند کار را دشوارتر هم می کرد ناگزیر بودیم معیاری را برای انتخاب ها  داشته باشیم ،موارد و مولفه های زیر را در گزینش کارها پیش روی خود قرار دادیم و دور از هرگونه نگاه و قضاوت  شخصی به انتخاب اشعار جهت انتشار در مجموعه شعر یاد شده نشستیم :

    - کشف شاعرانه، نگاه هنری و نو به واقعه ی عاشورا و حوادث پس از آن ، پرهیز از روایت ساده و مقتل گونه ی آنها
    - آراستگی و پیراستگی های زبانی، ارائه ی عناصر صور خیال بدیع و متین
    - پرهیز از نگاه احساسی  صرف و غیر منطقی به حادثه ی عاشورا، توجه به عمق و هدف آن قیام سرخ
    - عدم استفاده از اصطلاحات سست و نامناسب و کم ظرفیت
    - توجه به عنصر معرفت شناختی در روایت آن حادثه ی سترگ
    - پرهیز داشتن از اغراق های بی اندازه و یا  وهن های ناخواسته به ساحت قدسی اهل بیت (ع)
    - توجه به قالبهای تازه، انواع موسیقی و تناسب آنها
    - توجه به نحو سالم و درست سطرها و مصراع ها
    - داشتن زاویه ی دید مناسب و روایت منسجم و موثر
    - عدم تاثیر پذیری از شاعران دیگر و پرهیز از ارائه ی شعرهای تکراری (تا حدامکان)
    - پرهیز از پیچیدگی های لفظی و معنوی
     
    بزودی اسامی شاعرانی که اشعارشان در این مجموعه منتشر شده ،اعلام و نحوه دریافت کتاب نیز ؛ از همین طریق اطلاع خواهد شد.



  • نظرات() 
  • بداهه گویی ؛ به شُنبه نیست رسم بی وفایی...

     
     غلامرضا ابراهیمی (ا.دریا): گویند در سال های دور كه "قلعه داراب خان شُنبه" برای خودشكوه وجلالی داشت, مردم اغلب در اطراف قلعه ساكن بودند و آب شرب شان از تلمبه بادی كنار قلعه تامین می شد.
    در یك پسین دلگشای پاییزی, شاعری از دیار اهرم به نام "افراسیاب تورانی" از پشت بام قلعه , زن زیبای شنبه ای را با دو پل شلال (=گیسوی كشیده) از چپ و راست و قدی باریك و بلند می بیند كه با سطل آبی روی سر به خانه بر می گردد.
     
    جناب تورانی شاعر با دیدن این زن رعنا ذوقش گل كرده و این دوبیتی را "خطاب به وی" میگوید:
     
    بسی خوبان "شنبه" بیشمارند
    ولی رسم وفاداری ندارند
    ز "مه رویان" این سامان حذر كن
    كه در كوی وفا بی اعتبارند!!
     
    زن باغیرت "شُنبه ای" سطل آب بر زمین گذشته, نگاهی بر كنگره قلعه می اندازد و به محض دیدن این شاعر غریبه! فی البداهه این دوبیتی را در جوابش می گوید:
     
    به "شُنبه" نیست رسم "بی وفایی"
    ولی هركس دلی دارد به جایی
    وفا دارند با خوبان و لیكن
    به "ناهلان" ندارند آشنایی!!!
     
     
     
     
     
    پانویس:
    1- زنان ومردان شنبه از دیرباز به حسن غیرت و بداهه گویی مشهور بودند.
    2- قلعه شنبه محل رفت مردم و مورد توجه شاعران و بزرگانی چون فایز، مفتون، رسول پرویزی، حاج علی مرادی(=شاعر كلاخا یادموحدو) و..بوده. 
    گویند اولین پزشك در شهرستان دشتی نیز به دعوت شاه منصورخان پدر داراب خان در روستای شنبه اقامت داشته است.
     



  • نظرات() 
  • یاداداشت رئیس شورای اسلامی شهر شنبه به مناسبت مهدی نفر...

     

    زلزله فروردین 92 شهر شنبه (استان بوشهر) باعث شد آنها که مدعی مردمداری بودند را بهتر و بیشتر بشناسیم.دوستانی یافتیم که بودنشان تمامی ندارد.

    مسولین، هنرمندان ، ورزشکاران و اصحاب محترم رسانه که هیچ گاه تنهایمان نگذاشتند. 

    رسالت خطیر اهالی رسانه، با حضور تیم رسانه ورزش و انجام بازی خیرخواهانه شان اوج سرانجامی بود. حضور "مهدی نفر" عزیز به همراه دیگر ورزشکاران رسانه ای ، فراموش نشدنی است.

    و اینک داغ مهدی عزیز...

    عبدالله عباسی وحدت -رییس شورای اسلامی شهر شنبه - با ارسال یادداشتی فقدان این خبرنگار عزیز را به جامعه خبری کشور تسلیت گفت.

     

     



    تنها خداست که می ماند..

     

    هر جا دلی می لرزد

    آنجا خانه ی من است..

     

    مهدی نفر عزیز!

    این "تپش واژه ها"ی مهربان دل تو بود در همدردی با مردمان دیار من در "زلزله فروردین 92شهر شنبه"..

    بار دیگر با "تكانه ی خبر پرپر شدنت" دل مان از دستمان افتاد و در اندوه ناگهان تو "آوار" شدیم..

    آری دیروز با اصحاب رسانه به تسلی مان آمده بودی. "فراموشمان نكرده بودی, فراموشمان نمی شوی.."

     

     

    عبدالله عباسی وحدت      

    شورای اسلامی شهرشنبه (شهرستان دشتی- استان بوشهر)

     

     



  • نظرات() 
  • برگزیدگان جشنواره تئاتر کارگاهی خورموج معرفی شدند

    ظهر امروز جشنواره تئاتر کارگاهی خورموج پس از دو روز با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان داد.

    جشنواره تئاتر کارگاهی خورموج که با اجرای هفت نمایش در پلاتوی فرهنگسرای شهید شهریاری خورموج و توسط انجمن هنرهای نمایشی این شهر و با همکاری شهرداری خورموج به مدت دو روز برگزار شد پس از قرائت بیانیه هیئت داوران با لوح تقدیر و هدایای نقدی به برگزیدگان، پایان یافت.

    در بخش بروشور سید علی علیپور برای نمایش «رحمت»، در بخش موسیقی محمدامین قائدی برای نمایش «من شایدم تو»، در بخش نویسندگی حسین آل بویه برای نمایش« روزگار تلخ» و مسلم مقنی برای نمایش« من شایدم تو» حائز رتبه برتر شدند.

    در بخش طراحی صحنه علیرضا گنجی ماهر برای نمایش «سیگار و شکلات» جایزه برتر را از آن خود کرد و جایزه بازیگری سوم زن به مینا حیدری برای نمایش «تو با همه فرق داری»، بازیگری دوم زن به محدثه صحراگرد* برای نمایش «تاریک است» و جایزه بازیگری اول زن به زهرا کشاورز برای نمایش «تاریک است» رسید.

    جایزه بازیگری سوم مرد مشترکا به محمد صادقی برای نمایش «روزگار تلخ» و محمدامین قائدی برای نمایش «من شایدم تو»، جایزه دوم بازیگر مرد به علیرضا گنجی ماهر برای نمایش «من شایدم تو» و بازیگری اول مرد به ابوذر یزدان پناهی برای نمایش «رحمت» رسید.

    در بخش کارگردانی محدثه صحراگرد برای نمایش «تاریک است» رتبه سوم، مسلم مقنی برای نمایش«شایدم تو» رتبه دوم و ابوذر یزدان پناهی برای نمایش «رحمت» جایزه برتر را کسب کرد.

    شایان ذکر است داوری جشنواره را فرید میرشکار، اردشیر محمودی‌فرد و ابراهیم شاکری‌مطلق به عهده داشتند.




    پ.ن : محدثه صحراگرد دختر جانباز شُنبه ای غلامعباس صحراگرد می باشد.



  • نظرات() 
  • دوستان مچکریم...

    صادر شدن چک ده میلیون ریالی (10000000) برای باشگاه ورزشی فجر1 شنبه - که اینروزها هیچگونه فعالیت ورزشی (حتا منچ و مارپله) ندارد، امید همه ورزش دوستان را زنده نگه خاهد داشت.

    از کجا معلوم شاید شهرداری شُنبه توانایی پرداخت هزینه کارلوس کی روش هم با این بذل و بخشش های بیهوده داشته باشد.

    دوستان مچکریم..

     

    تصویب شدن هزینه بیست میلیون  (20000000) ریالی 2  (حق الجلسه) برای اعضای فخیم شورای شهر آنهم برای چهار ماه ، مایه مباهات است.

    البته دوستان3 مدعی بودند رقابتشان در زمان انتخابات دریافت حق نوکری مردم است.

    باز هم مچکریم...

     

     

     پ .ن:

    1-  این پرداخت هزینه هیچ ربطی به حضور پر رنگ بچه های فجر در شورای اسلامی ندارد.

    2- اگر هر ماه چهار جلسه و مدت زمان برگزاری هر جلسه دو ساعت باشد ، هزینه هر ساعت حضور در این جلسات  625000 ریال می باشد ، که اگر بنا را بر ده ساعت جلسه در ماه بگذاریم هر ساعت هزینه ای برابر با 500000 ریال به همراه خاهد داشت. یعنی تقریبن یک و نیم برابر کار در مدت زمان مشابه یک دستگاه لودر

    3- از حق نگذریم که بعضی از دوستان چندان رغبتی هم به دریافت این هزینه نداشتند اما نظر جمع بود...



  • نظرات() 
  • چه کسی پاسخگوست؟ بخشداری ،شورای شهر یا تربیت بدنی؟

    هنوز یادمان نرفته است که زلزله آذرماه دشتستان چه قدر مصیبت به همراه داشت. از دست دادن هم وطنانمان (که تقدیر الهی بود)  یک طرف و خسارت ناشی از قصور مسولان طرف دیگر.

    انگشت اشاره نگارنده بیمارستان شهید گنجی دشتستان است ، نه بخشهای دیگر . که اگر سعی در نگاشتن مطالب و قصورات دیگر باشد ، خود مثنوی هفتاد من کاغذ خاهد بود.

    بگذریم...

    افتتاح شتاب زده این بیمارستان و تخریب بخش های از آن بروایت تصاویر موجود در سایت ها و نشریات در این زلزله دردی بود که دل خیلی از اهالی قلم خصوصا منتقدان دولت نهم را به درد آورد. هنوز هم همگان اذعان دارند میشد با درایت بیشتر و عدم شتابزدگی به استحکام بیمارستان چند ده میلیاردی اندیشید و هیچ کسی خرده بر عدم افتتاحش نمیگرفت.

     

    اینک مدت زمان زیادی نگذشته است که تکرار همین رویه ناصحیح ، دامن گیر اماکن افتتاح شده بخش های دیگرِ بلاد استان شده است. اینبار پیکان نقد اهالی قلم میتواند ، دولت دهم را نشانه برود. افتتاح شتاب زده و کارنامه پر کن مقام عالی ورزش استان {بخانید برای بقا} در زمان حضور وزیر ورزش برای زمین چمن شهر شُنبه - شهری که خود هنوزاهنوز زخمی از زلزله فروردین 92 است – برگ دیگری از تاریک روشن آخرین بازمانده های دولت نهم را ورق زد.

    به گفته شاهدان محلی ، ناهمگونی مشهود چمن ، عدم تسطیح استاندارد و کشت نامرغوب آن طوری است که برای هر غیرورزشکاری براحتی قابل رویت است.  

    زمین افتتاح شده که هنوز قابلیت برگزاری مطلوب یک مسابقه فوتبال را ندارد چگونه می تواند خاسته* به حق جوانان این شهر باشد؟ در حالی که جناب جمشیدی همان روز و بارهای دیگر در گفتگوهای خود اظهار داشته است :

    عملیات اجرایی این پروژه سال گذشته  با اعتبار 6 میلیارد ریال در زمینی به مساحت هشت هزار و 400 متر مربع آغاز شد که شامل برق رسانی و پیاده رو سازی است.

    وی ادامه داد: امروز با افتتاح این پروژه دل جوانان این شهر را شاد کردیم و امیدواریم بتوانیم در آینده  نیز گامهای موثری در سطح استان برداریم. (خبرگزاری مهر)

     

     

    با این تفاسیر چند نکته پیش رو از نکات حائز اهمیت و چالشی است :

    1)  به حق؛ خاسته ابتدایی جوانان این شهر وجود یک نمایندگی اداره جوانان و تربیت بدنی جهت ساماندهی امور است نه افتتاح شتابزده چمنی که پیمانکار در روز افتتاح زمین گوشه ای از چمن را بکند و در محوطه خالی از چمن زمین – برای افتتاح بگذارد.

    2) زمین چمن یاد شده از یک چاه آب حفر شده توسط پیمانکار تزریق میشود که خود یکی از نکاتی تاریک ماجراست.  همگان خوب میدانیم اجازه حفر چاه طی چند سال  اخیر-  بواسطه خشکسالی و عدم تامین منابع آب های زیرزمینی - به هیچ کسی داده نشده است.

    چاه یاد شده میتواند خود یکی از چالشهای جدی اداره جوانان و آب های زیر زمینی باشد. خاه با اجازه مالکین (کشاورزان) همسایه (!!!!!!)  باشد ، خاه بدون رضایت آنها. که در صورت بدون مجوز بودنش جرمی است قابل پیگیری. یادمان نرود که جز با موافقت و رضایت مراجع ذی صلاح ، همسایه ها هم نمیتوانند رضایتی برای حفر چاه بدهند.

    3) استفاده از نیروی غیر تخصصی برای آبیاری چمنی که ظاهرا هنوز بطور قطعی تحویل نهاد تربیت بدنی نشده اما افتتاح شده است ، چالش دیگری است که قابل بررسی است. چه بسا نیروی یاد شده بخاطر عدم دریاف مطالباتش از پیمانکار کشت چمن ، از آبیاری امتناع ورزد. در این صورت آرزو میکنیم کسی باشد که بتواند مطالبات معوقه جناب آبیار (ببخشید نگهبان یا شاید هم نیروی خدماتی با هر عنوانی دیگر) را از پیمانکارش بستاند تا مانع از زیان به زمین شود.

     عدم توجه و نظارت کافی مسئولین ذیربط نتیجه ای جز اعمال زیان به بیت المال - همچون بیمارستان دشتستان - نخاهد داشت.


    پایان نوشت:

    البته یکی از اعضا فعال شورای شهر (خصوصا نرم افزاز واتساپ) مدعی  است این مساله را باید از سران شهر پیگیری کرد.

     نقل قول: لطفا این خبر را برای سران شهر بفرست. وقتی پول سیل بند  از کانون مسجد سجاد سر در میاورد باید اینم حال و روز چمن باشد.

    .. و خودش را از سران شهر نمیداند.

    : اگر بودم جرات نمیکردند هر غلطی که میخوان رو کاغذ بیاورند.

     

    البته هنوز مشخص نیست ایشان با اعضا شورای شهر مشکل دارد یا مسجد!!!! که وای به حال ما اگر قصدش مخالفت با مسجد باشد.




    پ.ن:

    خاسته = خواسته

    بد نیست این رسم الخط جدید را بیاموزیم.



  • نظرات() 
  • برگزاری جشن نیمه شعبان در مسجد امام سجاد شهر شنبه

    159753.png

     

    جشن بزرگ نیمه شعبان به همت کانون فرهنگی – هنری مسجد امام سجاد شهر شنبه برگزار خاهد شد.

      محمد یاقوتی ؛ عضو فعال کانون  در گفتگویی با شنبه دات کام اظهار داشت این کانون با دعوت گروه هنری "نجیرم جوان" از شهر دیر سعی در برگزاری هر چه با شکوهتر این روز میمون دارد.

    ایشان در ادامه صحبت هایشان ضمن دعوت از احاد مردم مومن شهر شنبه ، اجرای مولوی ، میان پرده های طنز ،تقلید صدا و هر آنچه در قالب یک جنگ شادی مومنانه میگنجد را از اهم برنامه های نیمه شعبان در مسجد امام سجاد نام برد.

    وی اظهار امیدواری کرد این کانون بتواند مثل سنوات قبل رضایت مردم را جلب نماید.



  • نظرات() 
  • رویا تیموریان در مراسم افتتاح فرهنگسرای شهر شُنبه

    هنرمند سنیما ،تئاتروتلویزیون کشور گفت:علی رغم تبلیغات فراوان درباره امکانات شهر تهران پایتخت کشور با کمبود سالن برای تمرین واجرای نمایش هنرمندان تئاترروبرو است .

     رویا تیموریان روز یکشنبه در حاشیه کارگاه هنرهای نمایشی در خورموج در گفت وگو با ایرنا افزود: تهران با بیش از12میلیون نفرجمعیت هنوزبا کمبود شدید امکانات هنری ازجمله سالن های تمرین واجرا ی تئاترمتناسب با این جمعیت وسیل مشتاقان به هنر به خصوص هنرنمایش وتئاترمواجه است.

    وی هدف ازسفرخود به استان بوشهررا شرکت درکارگاه اموزشی تئاتردرشهرخورموج و همچنین افتتاح فرهنگسرای شهرزلزله زده شُنبه دشتی که توسط انجمن زنان نیکو کاران مهتاب وموسسه خیریه نیک گامان تهران ساخته وتجهیز شده است اعلام کرد.

    http://media.irna.ir/1393/13930311/81185164/81185164-5732696.jpg


    وی تصریح کرد:پارسال یک نمایشنامه بسیارخوب بنام ایدز که معضل بزرگ اجتماعی است کارکردیم وبعد ازمدت ها سالنی برای اجرای نمایش پیدا نکردیم تا اینکه دراواخرپاییز مجبورشدیم درسالن غیرمتعارف اجرا کنیم .

    تیموریان افزود: استان بوشهردارای سابقه درخشان درزمینه هنرهای نمایشی آئینی وتئاتر است و درجشنواره تئاترمعلولین که دربهمن سال گذشته درتهران برگزارشد و کارداوری آن برعهده من بود یک گروه معلول بوشهری راموفق ترین گروه نمایشی دیدیم واین نشان ازتوانایی واستعدادهای جوانان هنرمند این استان دارد.

    تیموریان به هنرمندان استان بوشهر توصیه کرد همیشه به دنبال امکانات خوب وشهرت نباشند سعی کنید با علاقه و پشتکارزیاد کارکنید، از ظرفیت های موجود نهایت استفاده کنید .

    وی گفت: هنرمندان استان بوشهر با تلاش بیشتروکاروتجربه اندوزی می توانین حرف بسیارزیادی درزمینه هنرتئاتردرکشورداشته باشند.

    بازیگر تلویزیون افزود:تا کنون بیش بیست سریال تلویزیونی کارکرده است که مهمترین وموفق ترین آنها می توان به مجموعه رعنا، محاکمه، مدارس صفردرجه، شب دهم، ریحانه، گمشده و شمس العماره اشاره کرد.

    تیموریان اضافه کرد: تا کنون دهها فیلم سینمایی بازی کرده است که ازنگاه خودش موفق ترین آنها فیلم زندان زنان، قارچ سمی، مرزبانان و دختری ازآسمان است.

    تیموریان گفت: آخرین کار دردرست اجرا بازی درفیلم سینمایی (هیچ خبری نیست ) به کارگردانی مصطفی شایسته است که ازبیستم خردادفیلمبرداری آن آغازخواهد شد.

     



  • نظرات() 
  • نمایشگاه فرهنگی- هنری کودکان زلزله زده شهر شنبه در بوشهر

    hgYk6Tz.jpg

    نمایشگاه فرهنگی- هنری کودکان زلزله زده شهر شنبه در بوشهر

    مکان: موزه جهاد دریایی

    زمان: 5 الی 10 خرداد




  • نظرات() 
  • + آیا می دانید :

    بهتره با تاربخ شهر "شنبه" اشنا بشین و بدونین چی بوده و چی هست:

     

     

     + آیا میدانید :

      سبک شروه خوانی "گرده" شمبه ای از اصیل ترین و موردپسندترین انواع شروه است؟ 

     مبدع این سبک ملا محمد طاهر آزمون (مطّارو) بوده است.

     

    + آیا میدانید : 

    کوه کارتنگ (کرتنگ) نزدیک به 3000متر ارتفاع دارد؟

     

    + آیا میدانید : 

    شبهای پر از ستاره و شب نشینی های معروف شنبه زبانزد بوده است و مردم روستاهای مجاور برای شب نشینی به شنبه می امده اند؟

     

    + آیا میدانید :

    برترین شاعران گذشته استان (فایز/ محمدخان دشتی/مفتون ) ساکن شنبه بوده اند؟

     

    + آیا میدانید :

    پهناورترین دهستان و بخش از شهرستان بخش شنبه و طسوج است؟

     

    + آیا میدانید :

     طی دوسال متوالی برترین کتابخوانهای کشور (ابراهیم و غلامرضا ابراهیمی) شمبه ای بوده اند؟

     

    + آیا میدانید : 

    شهر شنبه دارای قدیمی ترین و طولانی ترین قناتهای استان و کشور (یادگار دوران ساسانیان) می باشد؟

     

    + آیا میدانید : 

    شهر شنبه به واسطه آبادانی میزبان اهالی زنگبار و خیلی دیگر از کشورهای آفریقایی برای ارتزاق بوده است؟

    (منبع تجارت برده در جنوب ایران)

     

    + آیا میدانید :

    از بهترین و امن ترین محل بارانداز کاروانها به جنوب کشور  روستای شنبه بوده است؟

     

    + ایا میدانید :

    بروایت ابن بلخی مورخ قرن چهارم (که خود مامور مالیات حکومت وقت بوده است) "شنانا" نام قدیم شهر شنبه بوده است؟

    ایشان در آنزمان برای گرفتن مالیات به شنبه می آمده است. 

     

    + آیا میدانید : 

    در جغرافیای حافظ ابرو (قرن هشتم) از نام "شنابا" برای معرفی شهر شنبه استفاده شده است؟

     

    + آیا میدانید :

    نام (شوم به) بمعنی شام یا (شب بهتر) است که برای آسمان صاف و پرستاره (شنبه) اطلاق میشده و بتدریج. به نام فعلی تغییر یافته است?

     

    + آیا می دانید :

    جدا از نامهای ذکر شده بالا برای معرفی شهر شنبه از نام (شوم ده) نیز استفاده میکرده اند؟

     

     

    همشهری عزیز به شمبه ای بودنمان ببالیم.

    زنده باد شنابا

     

    در شماره های اتی بمعرفی شخصیت های بزرگ و اماکن دیدنی خواهیم پرداخت. شما نیز یاریمان کنید.

     



  • نظرات() 
  • خبر

    شرمنده م از اینکه کمتر مجال نوشتن برای شما نازنینان می یابم. خیلی حرف برای گفتن دارم ... دعا کنید بتونم برگردم و نوکریتونو بکنم.

    اینبار آمده ام با دو  سه خبر گرم و تازه

    1- مجموعه شعر حنجره های سرخ (عاشورایی) سایت شعرانه داره آخرین مراحل چاپشو طی میکنه .

    2- مجموعه شعر "چیزی شبیه دلتنگی" خودم رو دادم برا مجوز

    3- ترانه "مادر" سروده  "غلامرضا ابراهیمی" بزودی با صدای خاننده خوش صدای جنوبی "مجتبا الیاسی" منتشر میشه

    4 -دارم یه قرارداد میبندم با ...




  • نظرات() 
  • شاید اینبار "موسوی" سکان هدایت شهرداری را بعهده بگیرد.

    علیرغم مخالفت غالب اهالی شهر و عدم اقبال عمومی با گزینه غیر بومی برای انتخاب شهردار به نظر میرسد بزودی باز هم فردی غیر بومی این مهم را عهده دار باشد.

    آقایان موسوی ، باخدا و شایان ( بوشهر ،دشتستان و آبپخش) از نهایی ترین گزینه های انتخاب اعضا شورای شهر برای جلوس بر کرسی داغ شهرداری هستند. که به نظر میرسد موسوی از بیشترین اقبال بین اعضا برخوردار باشد.

    انتظار میرود اعضا محترم شورا با دیده باز به این انتخاب مهم دست یابند و یادشان باشد - در این قحط الرجالی - مبادا اینکه باز هم شهردار خارج از شهر سکونت داشته باشد  .

     



  • نظرات() 
  • اولین برنامه رادیو اینترنتی "صدای شنابا" منتشر شد.


    اولین برنامه رادیو اینترنتی "صدای شنابا" منتشر شد.


    صدای شنابا ، کاری از رادیو اینترنتی شعرانه

     

    همکاران این شماره:

    گوینده : نادر ملک زاده

    نویسنده متن و تدوین: نیلوفر جهانگیر

    تهیه کننده: فرشید ابراهیمی

    و

    سپاس از زحمات مریم اصلانی

     

     

    پ.ن:

    شنابا نام قدیم شهر شنبه ،زادگاه مدیریت سایت می باشد.

    لطفن برای دانلود برنامه ردایویی روی تصویر بالا کلیک کنید.

    صدا و شعر ، پیشنهاد و یا انتقادتان را برای ما بفرستید.

    info@sherane.com




  • نظرات() 
  • اکبری بهترین گزینه سکان هدایت شهرداری

    از کدام سمت بام بیفتیم بهتر است؟

     اختلاف تعدادی از افراد شورا و شهردار زمانی عیان شد که شهردار مدعی شد یکی از اعضا در محفلی افاضات فرموده اند تا او و جناب  پ.ف در مسند قدرتند مانع پیشرفت شهر شنبه خاهند شد (یا چیزهایی به این مضمون) 1

    و همانجا بود که عضو محترم شورا قول داده بود بزودی از خجالت جناب شهردار درآید.

    اینک هدف نگارنده معرفی خاطیان نبوده و نیست بلکه یادآوری خدمات ارزنده این افراد دوست داشتنی و خاص است. نگفته پیداست که اصلن قرار نبوده است جناب زبردستیان در تیم اصلی این اعضا محترم بوده باشد که به نظر میرسد ابقای او در طی این چند مدت نیز مواجه شدنشان در برابر کار انجام شده باشد.

    استعفاهای مکرر (حداقل دو بار) شهردار و کش دار شدن این بازی مضحک اصلن به صلاح عموم نبوده که خوشبختانه موافقت با استعفای ایشان بهترین راهکار بود. هرچند بعدتر دو نفر از اعضای محترم شورای شهر (موافقین حضور شهردار) یعنی جناب غلامی و عباسی وحدت هم استعفایشان را از مجموعه شورای شهر نوشتند و ظاهرن موافقت نشد ، اما به درست یا غلط؛ جناب زبردستیان – بواسطه خدمات ارزنده و عام پسندشان – اینک قهرمان بومی شنبه ای هاست.

    با رفتن شهردار ، سکان سرپرستی مجموعه شهرداری به جناب اکبری رسید ، مردی شریف و مومن و البته مورد اعتمادِ غالبِ اهالیِ شهر. ایشان که در سنوات گذشته نیز سابقه سرپرستی شهرداری را در کارنامه خویش دارد میتواند خود بهترین گزینه معرفی برای هدایت رسمی مجموعه شهرداری باشد .

    معرفی کردن و یا گمانه زنی پیرامون گزینه هایی که هیچ گونه سابقه فعالیت مرتبط با خدمات شهری ندارند میتواند خیانتی آشکار برای شهر باشد. گماردن احتمالی افرادی که خود از بانیان اصلی تخریب شهردار بوده یا کسی که هرگاه از درب اداره مطبوعش اخراج میشود از پنجره اش بر میگردد اصلن به مذاق اهالی درک و مطلع از ماجراهای پشت پرده خوش نخاهد آمد.

    باید قبول کنیم افرادی که سبقه شهرداری یا دهیاری پر حرف و حدیث شهر/روستا نیز در کارنامه شان دیده میشود نمیتوانند بدون حاشیه در مجموعه شهرداری خدمت و نوکری مردم کنند.چرا که آزموده را آزمودن خطاست.

    تکرار اشتباهات اعضا فخیم و محترم دو دوره اخیر شورای شهر در معرفی شهرداران نبایست تکرار شود که هیچ عقل سلیمی نمی پسندد فردی غیر بومی سکان هدایت شهرداری را بعهده بگیرد .خاه اینکه فرد مورد نظر رییس شورای شهر تهران هم بوده باشد. از ایرادات عمده این اتفاق نامیمون عدم سکونت شهرداران اسبق در شنبه بوده  (که این ایراد به جناب زبردستیان نیز وارد بود و یکی از دلایل اختلافش با اعضا شورا نیز همین) و انتظار میرود این نقیصه همواره مد نظر اعضا شورا برای انتخاب شهردار –ولو بومی شان –باشد.

    حال که به نظر میرسد عدم تاهل شهردار –از نظر تعدادی از اعضا محترم شورا - مهم نبوده و جریان موافقت عمومی با گزینش فردی بومی و ساکن شهر شنبه است به نظر می رسد چشم پوشی از حقانیت جناب اکبری و حتا غلامی یا هریک از اعضا اداری شهرداری ناپسند بوده چنانچه گذشتن از نامهایی نظیر مهندس ابوالحسن پوزه (با کارنامه همکاری کارشناس عمرانی شهرداری شنبه) ، حیدر بحرینی خورموجی (فرمانده و معاون پایگاه بسیج/ دانشجوی نخبه دانشگاه علامه طباطبایی تهران/ کارشناس ارشد علوم سیاسی) ، نامدار رجبی (فرهنگی / مدیر امور تربیتی/ برادر شهید و عضو فعال بسیج) و ... بسیار ناجوانمردانه باشد.

    سوالی که اعضا محترم شورای شهر2 باید پاسخ دهند:

    شهردار شهر ما کیست؟

     

    پ.ن:

    1) درگیری لفظی جناب شهردار و .. عضو محترم شورای شهر در جلسه  عقب نشینی مالکین جهت تعریض خیابان اصلی شهر را همگان دیده اند.

    2) اعضا محترم شورای شهر تسریع شما در معرفی شهردار جهت رایزنی ایشان در اخذ اعتبارت مورد نیاز سال آتی ضروری ضروری است.



    بخاطر انجام برخی تغییرات تا اطلاع ثانوی ارسال نظرات این وبلاگ امکانپذیر نمی باشد.لطفن برای ارسال نظرتان اینجا را کلیک کنید.



  • نظرات() 
  • کارگاه شعر نیمدری در شهر زلزله زده شُنبه و قدردانی از زحمات ده ساله مدیر شعرانه

    قرار این هفته مان برگزاری کارگاه ادبی نیمدری در شهر شاعرخیز "شنبه" بود ؛ شهری که اوایل سال جاری – بخاطر زلزله دلخراش بیستم فروردینش- کانون توجه جهانیان بود.

    درست لحظاتی قبل از چهار و بیست دقیقه (ساعت به وقت آوار) عصر بود که کارگاه ادبی نیمدری بوشهر با همکاری کانون ادبی طلوع شهر شُنبه و جمعی از اهالی شعر و ادب مرکز شهرستان دشتی (خورموج) در کتابخانه عمومی آیت الله قمی شهر شنبه شروع شد.

    غلامرضا ابراهیمی مدرس کارگاه نیمدری و موسس انجمن ادبی "طلوع" شهر شنبه بدون درنگ بعد از خوش آمد گویی از فرشید ابراهیمی خاست تا دقایقی اندک را پیرامون فعالیت های کانون گزارش دهد. 

    بارون خون می باره رو شهرم / شهری که آجر آجرش درده

    شهری که مثل دختری زیبا / تو دستای یک مشت نامرده

    روزاش کبوده - رو تنش زخمه/ زخمش پره از چرک و خونابه

    لبهاشو دوختن با غل و زنجیر/ تو حسرت آزادی می خابه...(ف.فرید)

    -  فعالیت رسمی انجمن ادبی طلوع شهر شنبه سال 1375 به همت غلامرضا ابراهیمی و علی احمدی و در زمان مدیریت شادروان خلیل عمرانی معاونت فرهنگی وقت ارشاد بوشهر بود که علیرغم تعطیلی های مکرر تا کنون ادامه دارد. اینک انجمن ادبی طلوع با همت نهاد کتابخانه های عمومی استان در کتابخانه عمومی آیت الله قمی شنبه برگزار می شود.

    سپس الف.دریا –غلامرضا ابراهیمی را می گویم- طبق روال ثابت کارگاه دقایقی را پیرامون ابرکوه مرد ادبیات ایران؛ شاملو سخن گفت.

    شاملو، این شاعر مترجم ژورنالیست مطرح که هنوز هم بعد سالها سنگ مزارش همردیف کتابهایش سالیانه چند بار تجدید چاپ میشود. همو که اهتمامی بزرگ در جمع آوری فرهنگ کوچه بازار داشت ...

     

    نخستین شاعری که به شعرخانی پرداخت جناب زند پور عزیز بود که ابتدای سخنش ضمن همدلی و عرض تسلیت به مردم شعر دوست شهر شنبه ، همه حاضرین را میهمان غزلی ناب نمود

    برداشتم دست از تن دریا زمانی که .../ با گریه میخاندم برآن نام کسانی که ...

    برموج دریا مرد ماهیگیر میخانَد / در یک جهاز کهنه با درد نهانی که ...

     

    اصرار های الف . دریا برای خانش شعری از جناب نیسانی – این روزنامه نگار خوب بوشهری - ثمر نداد تا ایشان تنها لحظاتی را با حضار پیرامون امید به زندگی و عشق به زیستن دوباره به گفتگو بنشیند.

     

    کمیل ایزدجو – این جوان خوش آتیه و غزلسرای بوشهری – شاعری بعدی بود که دو غزل خوشتراشش را پیشکش حضار نمود. اولین غزلش را به مردم شنبه تقدیم نمود:

    در زیر باران مرگ وقتی دوش میگیرد / یک شهر در یک ناگهان خاموش می گیرد

    یک شهر در یک ناگهان جغرافیایی درد / تاریخ او را اشتباهن شوش می گیرد ...

     

    طناز شنبه ای – خلیل آزمون – شاعری بعدی بود که غزل کوتاهی از کارهای جدیش را ارائه کرد تا بتواند چند بیتی هم از طنزهایش بخاند.آزمون که مدرس ادبیات در مقاطح تحصیلی دبیرستان و بالاتر است چند سالی نیز در شهر جم به تدریس اشتغال داشت که محمد ولیزاده ها و عبدالمجید اجرایی های زیادی را پرورش داده است (این را غلامرضا ابراهیمی؛ بعنوان کارنامه ادبی آزمون گفت)

    ... هرماه خبری ز اختلاس است / کم از هجده میلیون دلار پیدا نکنی

    در سفره این یکی بجز نان و پیاز / و آن جز می و خاویار پیدا نکنی ...

     

    خالق مجموعه "سمفونی باران" یعنی صدیقه زیارتی این شاعر جوان شُنبه ای /خورموجی بود که چند کار جدید پهلویشان را تقدیم نمودند:

    تکیده خیس و پنهان رفته بودند / بغل دوش خیابان رفته بودند

    زمین ! پشت نقاب شهر ابری /  نفسهایش به باران رفته بودند

     

    یوسفی؛ این شاعر سپید سرای جوان بوشهری کسی بود که با خانش دو کار زیبا تحسین همگان را برانگیختند:

    اتاقی/درخلوت یک حیاط/ و دو درخت ... / که تاب حرف زدن ندارد/دو درخت /که شاخه هایشان را / درکوچه/ دست می اندازند ...

     

    کاظم عارف (شمبه ای) شاعر دوبیتی سرای شُنبه ای بود که تنها پنج دوبیتی کلاسیک و گویشی خاندند.

    به دست باد برگی زرد بودی / پر از پاییز و خشک و سرد بودی

    بروی گونه هایم رد تلخت / تو هم ای زندگی نامرد بودی

     

    بانو حدیث زنگنه که مسافت صد و اندی کیلومتری بوشهر تا شنبه را پیموده بود با غزلی همه را به وجد آوردند.

    انگور می فهمد مرا، انگور میخاهم / یک بیت شعر ناب و یک تنبور میخاهم

    آبی کنار آتش آمد هر دو پژمردند / آری او را فقط دریا ..دورادور میخاهم...

     

    احمد درپوش شاعر بی ادعا و داغداری که در حادثه تلخ زلزله شش نفر از خانواده اش را از دست داد بود با خاندن یک سپید کوتاه وقت خود را بقیه دوستان شاعر داد.

    وقتی نباشی/ تو را / در تراکم غروب/ و خانه و زمین را / مهربان / صدای پایت را / به رنگ سکوت / می بینم ...

     

    (من) همیشه لیلا ناظری را با عصیان های ناب و سپیدش تداعی میکنم ولاغیر . هرچند عصیان ورزی و زنانگی شعرش محصور به هیچ قالبی نیست. پیشنهاد میکنم این شاعر خوش آتیه خورموجی را بیشتر بشناسید.

    به نام زندگی در زیر این سقف /  نبودن هات و من درگیر این سقف

    شکنجه ، دود و دم ، رقص کمربند / که من سیرم، که سیرم – سیر این سقف

     

    دانش آموز پشت کنکور بوشهری – مهدی دهقان -  دو غزل ناب خاندند تا نشان دهد چراغ های سبز فرا رویش را به خوبی می پیماید.

    خرگوش دره های فراموشم ، امشب دوباره خاب نخاهم رفت، امشب دوباره آب نمی نوشم

    یادش بخیر دامنه ی آن کوه با سبزه ها و سبزه قباهایش/ من گم شدم میان هیاهوها – بار هزار خاطره بر دوشم

    آن شب که پرسه پرسه زدم تا صبح / صبحی که ریشه ریشه شدم تا شب

    چوپان چقدر حال مرا فهمید ، هی هی زبان گشود به چاووشم ...

     

    محمد افتخاری این شاعر نوپای شنبه ای غزلی خاندند تا دیگران رهنمودش کنند.

    تو اکنون رفته ای باور ندارم / گذشته هفته ای دیگر باور ندارم

    کجا تنها بدون من تو رفتی ؟ / بگویم مرده ای باور ندارم ...

     

    آخرین شاعری که به قرائت شعرش دعوت شده فرشید ابراهیمی (مدیر مسوول سایت های  "شعرانه"و "شنبه دات کام") بود . او ابتدای شعر خانیش یکی از شعرهای فرانسوی "روبرت دسنوس" را که ترجمه کرده بود  خاندند تا حضار پذیرای شعر سپیدش شوند:

    به همه چیز بد بینم/ و شعر را / شعر را/ از "لیلو"بوشهری/ نه/ از "آسیه"شروع میکنم/ که ساکن کوچه هفتم بیروت بود/ و پا به پای کلماتم می رقصید/ تا برسم/ به "کتی"اتیش پاره تهرونی/که توهم مرا تاتو میکرد/و برسم به "سیلویا پلات"کازرونی/که هر جمعه مرا مثل سیبهای قرمزش/گاز می زد و می خندید/ ...

     

    پایان بخش محفل شاعرانه –کارگاه بیست و دوم نیمدری - نیز، قدردانی از فرشید ابراهیمی(شعرانه) به پاس یک دهه تلاش  در وادی مجازی و کوشش بی وقفه در جهت شکوفایی و تلالو ادبیات و فرهنگ و هنر بود که با اهدا لوح تقدیر و هدایایی انجام شد.



  • نظرات() 
  • از کدام سمت بام بیفتیم بهتر است؟

    بلاخره پس از کلی کش و قوس شهردار – این نیروی بومی و جوان - شهر رفت تا باز هم مشخص شود قومیت ها و عقاید متعصبانه هنوز جایگاهشان را از نزد عوام از دست نداده اند.

    از ابتدایی ترین روزهایی که مصوبه هیات وزیران و مجلس مبنی بر اعلام تغییر صفت "روستا"ی ما به "شهر" داد نام علی زبردستیان بعنوان یکی از گزینه های تصدی گری  پست شهرداری سر زبانها بود. به حق یا نا به حق بودنش را کاری نداریم. اما اتفاقات و گزینش های صورت گرفت که آقایان خرم روز و فرجاد (به اضافه دو سرپرست موقت) به این پست گماشته شوند تا در نهایت بعد از دو سه سال سکان هدایت مجموعه شهرداری به دست ایشان برسد.

    شرح چگونگی این اتفاق خود مثنوی هفتاد من کاغذ است...

    شروع فعالیت ایشان با نقدهایی همراه بود که ایشان با سعه صدر و درایت خاص خود غالب موانع را با موفقیت گذرانید. نگارنده معتقد است اصولی ترین نقد به تمام شهرداران شهر (تا کنون) عدم سکونتشان در خود شهر بود و حضرات عظام –آقایان؛ اعضا شورای شهر را میگویم -  در قحط الرجالی  این نقیصه را هیچ وقت ندیدند یا ... .

    IMAGE

    جناب زبردستیان که به خوبی می دانست حداکثر شش ماه تا پایان عمر صدارت اعضای شورای و حکم شهرداریش در مسند خاهد بود  ، سعی کرد به پشتکار تمام به آبادانی شهر بکوشد که الحق و الانصاف موفق هم بود. و تلاشهای شبانه روزی اش –علیرغم سکونتش در شهر- رضایت عوام و اعضا شورا را در بر داشت تا جایی که بارها و بارها کسبه و جوانان شهر اقدام به نصب بنر و پلاکارد سپاس و تقدیر از ایشان در سطح شهر نمودند.

    اماااا... دریغ و درد که زلزله مهیب بیستم فروردین با خسارات غیر قابل جبرانش به وظایف ایشان که همان زدودن غبار "شهر خاکستری" بود افزود. تلاشهای بی وقفه و همراهیش با مردم –در حالیکه مادر علیل و مصدومش روی تخت بیمارستان بود –از ایشان قهرمانی ساخت که همین محبوبیتش نیز در انتها بلای جانش شد  .

    هیچ وقت فراموش نمیکنم که نود و پنج درصد از کاندیداهای شورای شهر حمایتشان را با قاطعیت تمام از شهردار ،  با امضا طومار بیان داشتند .

    بالاخره تمامی اعضا شورای شهر با بر برگزاری انتخابات –به استثنای علی غلامی- با عدم کسب آرا لازم (که شاید به دلیل نارضایتی مردم از ایشان می بود) تعویض و جایشان را به نفراتی جدید با ترکیب نسبتن جوانی  دادند. ترکیبی نامیمون و یا نا متعادل ...

    بنده با احترام به تک تک نفرات یاد شده ، معتقدم هیچوقت ایشان به نتیجه مورد رضایت مردم شهر نخواهند رسید ( این نظر شخصی بنده است ).

    دوازدهم مهرماه پس از اخذ رای اعتماد اکثریت اعضا شورا باز هم جناب زبردستیان به عنوان شهردار شهر منصوب شد تا تنها روزن امید عامه ی مردم برای آبادانی شهر باقی بماند. هرچند از همان ابتدا مشخص بود شاهنامه ی مردم شهر و شهردارشان پایان خوشی ندارد...

    مخالفت های پی در پی با طرح های پیشنهادی ، عدم ترسیم چشم انداز شهری،  (CDS) ، اختلاف فاحش اعضا شورا با یکدیگر  باعث شد از همان روزهای نخست سایه سنگین تهدید به برکناری شهردار مدام همراه جناب زبردستیان باشد.

    من با این عقاید متحجرانه تعدادی اصلن موافق نیستم ... باید یادمان باشد اگر قرار بر افتادن است نباید فراموش کنیم از کدام سمت بام بیفتیم بهتر است..

     

     

    ... این مطلب ادامه دارد

     



    بخاطر انجام برخی تغییرات تا اطلاع ثانوی ارسال نظرات این وبلاگ امکانپذیر نمی باشد.لطفن برای ارسال نظرتان اینجا را کلیک کنید.



  • نظرات() 
  • در سومین نشست بنیاد رشد و اندیشه سازندگی استان بوشهر ، سوانح طبیعی این استان و میزان خسارات آنان بررسی و برخی مسئولین استان به نحوه مدیریت بحران پاسخ گفتند.

    به گزارش شنبه دات کام؛ در ادامه سلسله نشست های ماهانه کمیته فرهنگی و اجتماعی این بنیاد، سومین نشست آن با عنوان "بررسی سوانح طبیعی در استان بوشهر" ، با حضور تعدادی ازاعضای هیات مدیره و اعضای کمیته های فرهنگی واجتماعی بنیاد، دانشجویان وعلاقمندان در سالن اجتماعات دانشگاه علمی کاربردی مرکز آموزش و پژوهش استانداری بوشهر برگزار گردید؛ که در این نشست مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان و مدیر کل مدیریت بحران استانداری بوشهر نیز حضور داشتند.

    این نشست با ارائه گزارشی از زلزله 20 فروردین 92 در شهر شنبه و روستاهای تابع توسط حقیر (فرشید ابراهیمی) همراه بود.

    بنده نیز با انتقاد از عدم پوشش رسانه ای مطلوب این رخداد در سطح ملی و استانی، نکاتی را یادآوری نمودم.

     رحیمی، معاون اول رییس جمهور وقت، فردای روز این حادثه با حضور در آن محل وعده داد که "همانطور که آذربایجان را 3 ماهه ساختیم شهر شنبه را 2 ماهه خواهیم ساخت"؛ ولی متاسفانه این قول تا کنون عملی نشده است!
    در ادامه با ارائه  گزارشی از میزان تلفات و خسارات این زلزله و بررسی ابعاد آن، از تلاش های خودجوش و مردمی و نیروهای هلال احمر قدردانی کردم.

    اینک چکیده این سخنرانی(گزارش) پیشکش نگاه شما خانندگان عزیز می شود:

     

    دروغ سیزده

    رحیمی؛ معاون اول رئیس جمهور:

    همانگونه که آذربایجان را سه ماهه ساختیم شهر شنبه را نیز دو ماهه خاهیم ساخت.

    21-01-92

    شهر شنبه / حوزه مقاومت کربلای شهر شنبه

     

    ... و هنوز دو ماه تمام نشده است.

     

      لطفن برای رویت ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.



  • نظرات() 
  • بررسی سوانح طبیعی استان بوشهر و پاسخگویی مسئولین به نحوه مدیریت بحران

    در سومین نشست بنیاد رشد و اندیشه سازندگی استان بوشهر ، سوانح طبیعی این استان و میزان خسارات آنان بررسی و برخی مسئولین استان به نحوه مدیریت بحران پاسخ گفتند.

    به گزارش شنبه دات کام و به نقل از اتحاد جنوب؛ در ادامه سلسله نشست های ماهانه کمیته فرهنگی و اجتماعی این بنیاد، سومین نشست آن با عنوان "بررسی سوانح طبیعی در استان بوشهر"  ، شامگاه چهارشنبه با حضور تعدادی ازاعضای هیات مدیره و اعضای کمیته های فرهنگی واجتماعی بنیاد، دانشجویان وعلاقمندان در سالن اجتماعات دانشگاه علمی کاربردی مرکز آموزش و پژوهش استانداری بوشهر برگزار گردید؛ که در این نشست مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان و مدیر کل مدیریت بحران استانداری بوشهر به عنوان سخنرانان اصلی حضور داشتند.


    در ابتدای این نشست اکبر صابری عضو کمیته فرهنگی و دبیر نشست های ماهانه بنیاد رشد و اندیشه سازندگی استان بوشهر با اشاره به نوع فعالیت این بنیاد اظهار داشت: این بنیاد عام المنفعه و خیریه که در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در سطح استان فعالیت دارد از سال 84 تاسیس شده و با هدف فعالیت های فرهنگی و اجتماعی به طور خاص، اقدامات عمرانی خیریه ای را نیز انجام داده است.
    صابری گفت: این بنیاد با دعوت از دانشجویان و جوانان سعی دارد فضایی را برای طرح دغدغه های فرهنگی استان باز کند و با این رویکرد تا کنون موضوعاتی نظیر " چالش های مطالعه" و" پتانسیل های گردشگری استان" را بررسی نموده و در این نشست " سوانح طبیعی استان بوشهر" را مورد بررسی قرار می دهد.
    ادامه این نشست  با ارائه گزارشی از زلزله 20 فروردین 91 در شهر شنبه و روستاهای آن توسط فرشید ابراهیمی همراه بود.

     

    ابراهیمی با انتقاد از عدم پوشش رسانه ای مطلوب این رخداد در سطح ملی و استانی، گفت: رحیمی، معاون اول رییس جمهور وقت، فردای روز این حادثه با حضور در آن محل وعده داده که " همانطور که آذربایجان را 3 ماهه ساختیم شهر شنبه را 2 ماهه خواهیم ساخت"؛ ولی متاسفانه این قول تا کنون عملی نشده است!
    وی ضمن ارائه گزارشی از میزان تلفات و خسارات این زلزله و بررسی ابعاد آن، از تلاش های خودجوش و مردمی و نیروهای هلال احمر قدردانی کرد.
    در ادامه مهدیه امیری، عضو جامعه کنشگران مدنی برازجان، با ارائه گزارشی از سیل 7 آذر ماه سال گذشته در استان به بررسی میزان خسارات مادی ، جانی و زیرساختی این سیل پرداخت.
    رضا شبانکاره، دیگر عضو جامعه کنشگران مدنی برازجان، سومین کسی بود که در این نشست به ارائه گزارش پرداخت و ابعاد زلزله 9 آذر ماه سال جاری در دشتستان را مورد تحلیل و بررسی قرار داد.
    مدیر عامل جعیت هلال احمر استان بوشهر با حضور در این نشست به بیان فعالیت های این سازمان در هنگام وقوع سوانح طبیعی استان پرداخت.
    عبدالکریم شعبانزاده، با اشاره به اینکه هدف سازمان متبوعش، جذب اعضا و مشارکت مردمی در خدمات عام المنفعه است گفت: هدف این نهاد عام المنفعه، این است که  خدمات خود را به دورافتاده ترین نقطه استان نیز ارائه دهد.

    وی با بیان این که کشور ما بر روی کمربند زلزله است و دو گسل نیز در استان بوشهر قرار دارد، افزود: از سال گذشته تا کنون این گسل ها فعال شده اند و خسارات مالی و جانی را برای استان به همراه داشته اند.
    مدیر عامل جعیت هلال احمر استان تصریح کرد: طوفان، سیل و زلزله حوادث سال گذشته تا کنون بوده اند که هر بار این سازمان مردمی در اسرع وقت در محل حادثه حاضر شده و عملیات امداد و نجات را به انجام رسانده؛ به طوریکه رییس امداد و نجات کشور، استان بوشهر را یکی از موفق ترین امدادهای کشوری اعلام کرد.
    شعبانزاده بیان کرد: در حوادث اخیر به غیر از کمک های مردمی که تا ذره آخر در اختیار حادثه دیدگان قرار گرفت، خود این سازمان نیز با توزیع دفترچه ارزاق به توزیع عادلانه مواد غذایی و همینطور چادرهای امدادی و مسافرتی همت گمارد.
    وی افزود: در حادثه زلزله شنبه با پول کمک های مردمی و جمعیت هلال احمر، 1000 دستگاه کولر در اختیار زلزله زدگان قرار گرفت و در زلزله دشتستان 2200 تخته چادر امدادی و 2300 تخته چادر مسافرتی توزیع شد.
    عبدالکریم  شعبانزاده در پایان سخنانش گفت: هدف این سازمان کمک به مردم بوده ولی گاها ممکن است قصوراتی نیز در این بین رخ داده باشد که وقوع آن در هر حادثه غیرمترقبه ای غیرممکن نیست ولی مطمئنا عمدی از سوی مسئولین درکار نبوده است.

     

    آخرین سخنران این نشست مدیر کل مدیریت بحران استانداری بوشهر بود و ضمن بیان اقدامات اداره کل متبوعش در حوادث اخیر استان، پاسخگوی سوالات حاضرین در نشست نیز بود.

    کاظم مرادی با شرح مختصری از وظایف مجموعه تحت مدیریتش اظهار داشت: اگر اخبار منتشره از حوادث به خوبی مدیریت نشود، خوراکی برای رادیوهای بیگانه مهیا می شود و به همین دلیل، با تصمیم شورای هماهنگی مدیریت بحران استان، در اولین اقدام پس از سوانح اخیر، به صورت مقطعی ارتباط استان با خارج از کشور را قطع نموده و وظیفه اطلاع رسانی در این خصوص را بر عهده رسانه ملی قرار دادیم.
    وی در خصوص انتقاد به تناقض آمار و اطلاعات خسارات جانی سوانح طبیعی که از سوی مردم و مسئولین مطرح می شود گفت: ما برای اعلام آمار کشته شدگان این سوانح تنها به آمار پزشکی قانونی استناد می کنیم.
    دبیر شورای هماهنگی مدیریت بحران استان بوشهر تصریح کرد: در حوادث اخیر استان بوشهر، شبکه بهداشت و درمان این استان را مکلف نمودیم تا آب و غذای مصرفی حادثه دیدگان سیل و زلزله را نمونه برداری کرده و از سلامت آن اطمینان حاصل نمایند تا مشکلات فراتر نشود و بتوان حادثه را به خوبی مدیریت نمود.

     

    گفتنی است: در پایان این نشست فرهنگی، حاضران سولات خود را از مسئولین پرسیدند و مدیر کل مدیریت بحران استانداری بوشهر و مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان با دقت و حوصله به تمامی آنان پاسخ گفتند.

     

    مرادی در پاسخ به سوال یکی از حضار که چرا رییس جمهور به یکی از ناآشناترین مناطق زلزله زده برده شد و شرایط حضور وی در برازجان و بیمارستان شهید گنجی مهیا نشد، گفت: من به عنوان دبیر شورای هماهنگی مدیریت بحران استان دراین زمینه تصمیم گیرنده نبودم و لذا پاسخگو نیستم. ولی در این زمینه تیم مخصوصی که برنامه سفر رییس جمهور را تنظیم می کنند تصمیم میگیرند.

    وی در پاسخ به سئوال دیگری از حاضران گفت: بلایای طبیعی از قبل خبر نمی دهند که بتوان آمادگی کامل برای مقابله با آن داشت و نمره 100 در صد از آن گرفت و ممکن است در برخی تصمیم گیری های آنی اشتباهات و انحرافاتی صورت گرفته باشد ولی تلاش همه مسئولین رسیدگی سریع و شایسته به آسیب دیدگان حوادث اخیر بود.


    کاظم مرادی همچنین در پاسخ به سوال دیگر یکی از حاضرین که پرسید چرا قول رییس جمهور برای پرداخت وام ظرف مدت سه هفته به زلزله زدگان دشتستان عملی نشده گفت: البته  بهتر بود مدیر کل بنیاد مسکن استان در این جلسه حضور داشت و به این سوال پاسخ می داد ولی طبق اطلاعات من، پس از صحبت های رییس جمهور این مسئله پیگیری شده و مصوبه آن در تاریخ 23 آذر 92 به ما ابلاغ شده است.
    وی اضافه کرد: در این خصوص تا کنون بالغ بر3 هزار پرونده برای بازسازی، تعمیرات و ... منازل  در بنیاد مسکن استان تشکیل شده ومطمئنا پس از کارشناسی لازم اولین قسط در اسرع وقت به آسیب دیدگان پرداخت خواهد شد.


    شایان ذکر است: چهارمین نشست بنیاد رشد و اندیشه سازندگی استان بوشهر با عنوان "معلولین ،حقوق و محدودیت ها"  در تاریخ 25 دی ماه برگزار خواهد شد.



  • نظرات() 
  • پیام تبریک شورای شهر زلزله زده شُـنبه به دکتر سالاری

    اعضای شورای اسلامی شهر شُـنبه در پیامی انتصاب دکتر دکتر سالاری را به عنوان اولین استاندار دولت تدبیر و امید در استان بوشهر تبریک گفتند.

    متن این پیام به شرح زیر است:

    بسمه تعالی

    جناب آقای دکتر سالاری ؛ استاندار محترم بوشهر

     

    حسن اعتماد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران و هیات وزیران دولت تدبیر و امید و انتصاب شایسته جنابعالی را  از سوی دولت تدبیر و امید به سمت استاندار  و نماینده عالی دولت در استان بوشهر  به  حضرتعالی ،هم استانی های عزیز تبریک عرض می کنیم.

    امیدواریم با لطف خداوند و یاری تمامی نیروهای فعال در امور اجرایی ، مدیریتی و نظارتی استان به‌ زودی شاهد تحقق برنامه‌ها و سیاست های کلی دولت تدبیر و امید در سراسر استان باشیم. همچنین بر خود وظیفه میدانیم از زحمات و تلاشهای بیدریغ  مهندس حسنوند صمیمانه تشکر و قدردانی نموده و آرزوی موفقیت روزافزون را برای هر دو عزیز داشته باشیم.

                  شورای اسلامی شهر زلزله زده شُنبه



  • نظرات() 
  • کدام مسئول حاضر است خانواده اش را برای سکونت اینجا بیاورد؟

    کدام مسئول حاضر است خانواده اش را برای سکونت اینجا بیاورد؟

    اضافه کردن نظر



  • نظرات() 
  • انتخابات خانه کشاورز بخش شنبه و طسوج

      "شمبه ای هااولین جایزه خبری و تهیه گزارش  با هدف مشارکت مردمی و تهیه گزارش خبری جهت انعکاس مشکلات  ، ویژه بخش شنبه و طسوج   برگزار می کند.


    موضوع گزارش:

    انتخابات خانه کشاورز بخش شنبه و طسوج


    مهلت ارسال :

    یکم دیماه نود و دو


    نحوه ارسال:

    کامنت خصوصی در همین وبلاگ

    ایمیل: shombehieha@gmail.com



    اطلاعات بیشتر:

    09176669227









  • نظرات() 
  • فراخوان اهدا کتاب به کتابخانه عمومی شهر زلزله زده "شُنبه"

    حضرت علی علیه السلام میفرماید:

    هرآن کس که با کتاب آرامش یابد ، راحتی و آسایش از او سلب نمی گردد.”

     

    وظیفه همه افراد فرهیخته و همه نهادهای فرهنگی کشور است که در اشاعه ، گسترش و تقویت هرچه بیشتر مساله کتاب و کتابخوانی‏ اهتمام ورزند و به ‏منظور بسیج همگانی برای گسترش فرهنگ کتاب و کتابخوانی ‏بپاخیزند ، تا در آن ، کتاب‏ همه‏ جا ، برای همه کس و در همه وقت ‏به وفور یافت ‏شود و مطرح باشد و نیز هیچ کس  ‏بهانه‏ ای برای کتاب نخواندن نداشته ‏باشد.

    زلزله بیستم فروردین ماه نود دو – شهر شُـنبه - استان بوشهر باعث کشته شدن تعداد زیادی از اهالی این شهر و تخریب اماکن فرهنگی –ادبی و منازل مسکونی  این شهر - و تنها کتابخانه عمومی شهر - نیز متحمل خسارات زیادی شد .

    کانون ادبی "طلوع"شهر شُـنبه با مشارکت سایت ادبی "شعرانه" به منظور گسترش فرهنگ احسان و نیکوکاری و محرومیت زدایی فرهنگی باامید به آینده­ای روشن ، فراخوان اهدا ماهیانه هزار جلد کتاب تا اولین سالگرد جانباختگان زلزله به کتابخانه عمومی شهر شُـنبه را منتشر میکند.

     

    اهداف طرح :

        فرهنگ­سازی انجام فعالیت­های خیرخواهانه
        ترویج فرهنگ فعالیت­های محرومیت­ زدایی
        آشنایی جامعه با زوایای مختلف محرومیت و نیازهای موجود در جامعه
        رشد نگاه هنری، علمی و فکری در حوزه­ ی حمایت از محرومان
        توجه به فعالیت­های صورت­ گرفته در عرصه ­ی محرومیت­ زدایی

     

    آدرس برای ارسال کتاب :

    استان بوشهر/ شهرستان دشتی/ شهر شُـنبه / کتابخانه عمومی آیت الله حاج میرزا احمد دشتی نجفی

     

    تمام علاقمندان میتوانند با اهدا حتی یک جلد کتاب ضمن شرکت در این امر خدا پسندانه ، ما را در تجهیز گنجینه عظیم معنوی شهر حمایت نمایند.

    ضمن اهدا لوح سپاس به تمام دوستان ،  تعدادی از اهداکنندگان نیز به بازدید از روند ساخت و ساز و حضور در مراسم سالگرد قربانیان دعوت خواهند شد.

    تلفن روابط عمومی :

    09176669227



  • نظرات() 


  • شعرانه، سایت تخصصی شعر ایران و جهان


    سلام ای شُنبه ای شهرجنوبی
    بـهـشـت آرزوهـا ، مهـد خـوبــی
    به بــزم دل ربـایـی هـای نـابـت
    کند دل دست افشـان ، پایکوبی
    ...................................
    پیام رسان وبلاگ
    10009176669227

    فرشید ابراهیمی


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :