اینروزها اصلا حالم خوش نیست، نه بواسطه ی اینکه جایی از بدنم درد کند 1 بلکه دلم درد دارد ، وقتی که ... .
از آقایان خوش فکر و فرهنگیمون و از  توهین به شاعران... .
وقتی که روشنفکرها دور و برت زیاد باشند نباید غیر از این هم انتظار داشت ، وقتی که خیلی ها شایسته پستشان-نیستند-ببخشید هستند ، نباید چیزی غیر از این هم بشود.اصلا غیر از این هم فکر کردن ، اشتباه است.(منم روشنفکرنیستم)
وقتی خیلی ها مثل من یادشان می رود کجا بوده اند و به کجا رسیده اند یا خیلی های دیگر که روابط  و لابی قویشان را نادیده می گیرند و خود را شایسته پستشان میدانند...
اصلا حالم خوش نیست...اصلا  خوووووش نیست.. اصلا....
اصلا به کسی چه ربط دارد ، دور و برمان چه اتفاقی می افتد؟ مهم نیست که همه خوابند یا خودشان را به خواب زده اند. مهم این است که خیلی ها به هدفشان -به هر طریقی که شده است- می رسند و چه از این بهتر!!

بگذارید راستش را بگویم ، نمی خواهم بنویسم اما نمی توانم ، و می خواهم اگر مینویسم ،درست بنویسم که به بال قبای هــیـــچ کسی بر نخورد، هـیـچ کسی... و نشود که دوباره پاپوشی دیگری برایم چاق کنند.اینبار،ساکت نمی نشینم و ماهیت خیلی ها را رو خواهم کرد ، لینکهای صوتی و تصویری خیلی از وعده وعیدهای عملی نشده و کلی چیزهای دیگر دارم که رو خواهم کرد.(منتظر باشید ، آنوقت شما قضاوت کنید)2
یادمان (یادتان و یادشان) باشد کسی که قول میدهد باید به قولش عمل کند ، یاد(مان-تان-شان) باشد که وقتی مسئولی قول میدهد یعنی اعتبارش را دارد ، چند قدم جلوتر را دیده و از همه مهمتر حرفش حرف است، ... .

1- من نگفته ام که چرا فلان شاعر را دعوت کرده و از آن یکی دعوت نکرده اید؟ اما گفته ام و می گویم چرا شب و شعری که به نام شهر شنبه است هیچ شاعر شنبه ای(بجر مجری) در این محفل حضور ندارد ، نگفته ام شاعرانی که بوده اند ضعیفند ، اما می گویم شاعران اسمی تر ،قوی تر و مطرح تر هم در شهر خودمان بود. هر چند حضور شاعر مطرح  در چنین محافلی ، کاستن اعتبار شاعری است ، گفته ام همین شاعران مطرح با دل و جانشان در اعتلای فرهنگ و ادب شهرشان کوشیده اند  و اعتبار کسب شده ادبی این شهر نباید به دست یک عده نااااشاعر  به یغما و تاراج چنگیزی برود3.
اصلا ..اصلا..اصلا تا بحال فکر کرده اید همه محافل ادبی و شاعرانه ی اجرا شده در گذشته ی شهر چگونه برگزار شده است و چرا مورد استقبال بوده است؟ اصلا فکر کرده اید که چرا محفل شما اینقدر  پر رونق و پر استقبال بوده است !!!

2- روز بیست و دو بهمن عده ای از اهالی محله جنوبی شنبه -که همیشه در برپایی پر رونق محافل مذهبی و سیاسی کوشیده اند- قصد داشتند با سر دادن شعارهای انقلابی و برافراشتن پرچم مقدس جمهوری اسلامی ، همراه و  همگام دیگر ایرانیان و مثل همه ی شهر ها (ی چند محوره ی راهپیمایی) سمت جایگاه اصلی تجمع مردم - مقابل حوزه مقاومت- حرکت کنند که با مشکلاتی همراه شدند .. یکی می گفت سعی در اخلال دارند ، یکی می گفت سعی در دوگانگی دارند...خدا خیرشان دهد !!!

 باز هم می گویم آقایان: ... انقلاب فقط مال شما نیست..

شاید اشکالشان عدم هماهنگی با ستاد بوده که بعید نیست ، بار دیگر ستاد ... .
 این جمع ، پارسال هم چنین حرکت پسندیده ای داشتند ، نکند ندیده اید؟


3- در چنین شهری داشتن بعضی افراد (نسبتا-خیلی-بسیار زیاد) د
لسوز ، واقعا غنیمت است .

با خبر شدیم شورای محترم شهر، مصوّب نموده که شهردار محترم ،  مبالغی را به هیئت های ورزشی اختصاص دهد، پس بسیار خوشحالیم.. و خوشحال تر اینکه  دیروز  مشخص گردید شهردار محترم طی یک فقره چک ، مبلغی را به باشگاه فرهنگی-ورزشی آزادی شنبه به عنوان کمک اعطا نموده است که جای بسی خرسندی و خوشحالیست.
آقایان شورای شهر و شهردار محترم
 گلی به گوشه جمال شما... .5




پ ن :
ا- جمله ای از نوشته های دوست شاعرم"سید مرتضی کراماتی"

2- اینجای متن شبیه تهدیدهای .. شد که هیچ وقت عملی نشد.

3- یادآور پهلوی زیبای دوست شاعر دیگرم "شهراد میدری" که:

 بجز ویران چنگیزی نمانده
به جز هوهوی پاییزی نمانده

بگو ای داریوش از خاب برخیز
که از ایرانمان چیزی نمانده

4- و خطاب به خودم این چند بیت شعر که ، یادم نمیاد از کیه ، اما در  وبلاگ دوست هنرمند و شاعرم  "شاهرخ سروری" دیدم :

حتی اگر آیینه باشی پیش آدمها
باید زبان تند حاشا را بلد باشی
وقتی که حتی از دل و جان دوستش داری
باید هزار آیا و اما را بلد باشی
من ساده ام نه؟ساده یعنی چه؟نمی دانم
اما تو باید سادگی ها را بلد باشی
یعنی ببینی و نبینی . . . بشنوی اما
یعنی زبان اهل دنیا را بلد باشی

5- البته این بمنزله قبول همه ی اقدامات انجام شده شان نیست.






خبر :

 باخت متوالی تیم والیبال فجر مقاومت و نارضایتی تماشاگران (سه بازی و دو باخت)



برد تیم فوتبال آزادی شنبه در اولین گام