پلان سه

سرم درد میکند و دستمالی ندارم که ببندمش ، و تیر می کشد  سرم حتی در هوای فروردین ، و دریغ از دوستی که بهمن ش را برای یک پُـک به من قرض بدهد...
 تنم نمی خارد اما همه جای بدنم مور مور میکندد ،خیال بد نکنید اعتیاد ندارم ،فقط احتیاجم عود کرده است ، گر گرفته است تنم و کسی نیست که :

"الوو.... آتیش نشانی ؟
تو این محل یه بنده خدایی، داره خودشو می سوزونه "


پلان دو


دلم میسوزد ، مشکل از معده ام نیست ..
 اَه...اَه... خسته شده ام ، چقدر این مگس های مزاحم را کیش کنم و خودم در عوضش مات شوم. خانه مان را تار میکنم و با صدای بلند سکوت می خوانم.. چه موسیقی دلنشینی دارد این ضرباهنگ نوشته هایی که به  گوشهای "بتهوونیم" می وزززد.

پلان هفت

مادرم می گوید:

 " دِی وَالله وِلِ کو اینا ، دی کـَضّــاتاسِـنُـم !! کاری و کار کِـسیت نِـبِـشت ، تو که خوت اسیر شهر غُـربتت کردن سیچه سِـرِ نِـدرد خوت درد میاری..."

و پدرم حرفش را با صدای بلند قطع میکند:

" تا حالا چِـل تا کاصِـد اِشو بیسی کردن که سی بچه ت بگو پاش از گلیمش دراز تر نُـکُـت که... . بووا تو شهری که همه تِـی خوشو و کوری میزنن تم کوراوه"

بغض راه گلویم را سد میکند ، این سد امتحان پس داده است و معمولا نمی شکند ... (چه چشم شوری دارم خودم) اینبار سد گلویم  مثل سد "دره ی هشیرو" تو سالهای بارش براحتی می شکند و اشکهایم طغیان می کنند.

پلان یک

میخواهم مطلبی پست کنم ، گوشیم را به کامپیوترم وصل میکنم تا اینترنتش را مفت از دست نداده باشم ، آنتن موبایل ها قطع می شوند ، سعی میکنم خط ایران سلم را فعال کنم ...یادم می آید که ایران هیچ جایش سل  نیست و شهرم سل (CELL) ندارد.

پلان بعدی

"درینگ درینگ"
 این صدای زنگ گوشی یازده دو صفرمه (ببخشید که تقلید صدایم خوب نیست)

: " امروز تو.. اداره... (یادم نمیاد گفت اداره یا .. اره فک کنم گفت اداره.. حالا مهم نیس کجا بوده)  جلسه برگزار شد و گفتن تو مـُـخّل نظم ولاتی ، تو خدمات ارزنده بعضیا رو زیر سوال بردی ..قرار شده مقابله به مثل کنند  و جلوت وایسن"

مـُو جـُوابـِش میـدُم:
"مطمعنی منظورشون مو بیــدُم ؟"
: هااااااا هااااااا جون  مگه کسی غیر تو هم وبلاگ شمبه ای ها داره؟

حواست جمع خودت باشه.

یه پلان بعد تر

حسابم هیچ وقت خوب نبود و نمی دانم چجوری حواسم را باید جمع کنم ، معلمها معمولا به ما یاد داده اند که حواسمان را جایی پرت نکنیم که خدای نخواسته گم بشود و کسی برای خودش بردارد.
اصلا حواسم جمع خودم باشد یعنی چی؟
اصلا این جمله اشکال داره.. یا باید به ما بگن مثلا حواست به خواهر/برادر کوچکترت باشه یا هم به کسی بگن که حواسش به ما باشه.

دمشون گرم بابا ، تو که گفتی ازم بدشون میاد ، پس چرا میخوان جلوم وایسن؟
مگه نه اینکه جلو کسی بلند شی و وایستی یعنی براش احترام گذاشتی؟

مُــخم نمی کشه که اینارو بفهمم.

پلان شش

 هووووم- هوووم- حالا یادم اومد که چرا ازم رنجیده اند و گفته اند من خدماتشونو زیر سوال برده ام ، درست است...یادم اواواواومدددد.

این جلسه وقتی برگزار شده بود که من صدای عده ای را... .

:"خب عزززیزززز جان این اشتباهه دیگه"

دور و برم را نگاه میکنم تا صاحب صدا را پیدا کنم، اما کسی را نمی بینم. یهو کسی محکم دهنمو میگیره:

"من وُجدان نداشته ی تو بیــدَم ، کجا سیل می کنی تو ؟؟؟ "


پلان دوازده

...

پلان سی و سه

سی و سه که پلان نمیشه ، فقط پل میشه اونم تو اصفهان که حالا آب از زیر رد میشه..نمیشه..رد میشه ..رد نمیشه.

...


...


پلان یک میلیونم
(ملیون درسته یا میلیون؟ این عدد چنتا نقطه داره؟)

چی شش تا ؟
نه جونم اونا صفره نه نقطه...من نقطه رو گفتم.


پلان یکی مونده به آخر

خب من که تا حالا مسوول نبوده ام تا بفهمم چقدر بده کسی مچم رو میگیره. از کجا باید بدونم وقتی مدرکی از کسی دارم نباید رو کنم؟ اصلا از کجا بدونم حق با من بوده یا نه؟

پ لان آآآ خــــــــــــــر

بابام کشاورز بود یادم میاد بهم قول داد اگه امسال رتبه اول کلاس بشی برات دوچرخه میخرم ، من دوم ابتدایی بودم و رتبه سو م شدم. برام نخرید.
بابام سال بعدش گفت اگه پسر خوبی باشی و معدلت خوب بشه برات حتما می خرم...بازم نخرید...
سال بعد..سال بعد تر هم..
خب لابد یا من بد بودم یا بابام (زبووونم لال) آدم دروغگو و بدی ..

 نتیجه گیری اخلاقی پلانها

من با اینکه هیچ وقت بابام برام دوچرخه نخرید ، دوستش دارم و می بخشمش ، چون حالا میدونم میخواسته من حرف گوش کن باشم و کلا به درسهام برسم.

امممممـــــــــــــــاااا
 اگه یه مسئولی  قول بده که برای شهرتون یه کار مفید فرهنگی میکنم و بعد برامون کاری نکنه، هیچوقت نمی بخشمش،هیچ وقت..هیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــچ وقت
 و به همه میگم که قولش قول نیست.






پ ن :

1-احتمالا  بازم  هم تو ادارات و هم تو محفلای شب نشینیاشون بعضیا  جلسه می گیرن و ...
2- ما آتش نشانی نداریم.
3- ایرانسل شـُنبه آنتن نمیده ، تازه همراه اول هم آنتن دهیش خوب نیست.
4- خدا را شکر دره ی " هشیرو " امسال نیومد که سد خاکی جلوشو دوبار با خودش ببره ، یا اومد؟؟
5- میدونم الان بازم برام فحش مینویسن که تو داری از فلانی حمایت میکنی و از اون انتقاد.. به جای فحش دادن به مادر پیر من کمی هم با مادر جوون خودتون فکر کنین.
6-یه نفر نوشته بود من N بار برات کامنت نوشتم و دیگه نمی نویسم و شروع کرده بود به تخلیه خودش.. و حرفای خوب خوب زدن. خب عزیزجان ! من من چکار کنم که تو فلان جا بهت پست میدن یا نمیدن؟ گناه من چیه؟
7- من از روی غرض و مرض نه کسی رو نقد میکنم و نه کسی رو می برم تو عرش..
8- یه خبر بی ربط هم بخونید بد نیست ، مربوط به شهرمونه :

اختصاص 600 میلیون تومان برای عمران شهری شنبه